شب شد و ناله های طفلانه
کار این عبد بی پناه شده
طلب بخشش از تو یا الله
حرف مسکین رو سیاه شده
شب شد و ناله های طفلانه
کار این عبد بی پناه شده
طلب بخشش از تو یا الله
حرف مسکین رو سیاه شده
یا رب دوباره وقت دعای سحر شده
این دل برای بزم دعا مفتخر شده
«اُدعونی استجب لکم» تو خدای من
بر من بشارتی است که وقت نظر شده
وقتی اسیر سفره افطار می شوم
غافل زطعم جلوه دلدار می شوم
بعد از اذان مغرب و یک روز روزه دار
پر تا گلو شبیه یک انبار میشوم
بر پا شده حسینیه ای از دعا بیا
یک شب کنار سفرۀ شبهای ما بیا
من خسته ام از این همه توبه از این شروع
امشب برای توبۀ از توبهها بیا
من با حسین آدم و عالم خریده ام
دنیا و آخرت همه با هم خریده ام
شکر خدا که گریه کن روضه ها شدم
با چشمهام چشمه ی زمزم خریده ام
در هیاهوی ملک صحن تو دیدن دارد
شربتی آب در این کعبه چشیدن دارد
با اذان حرمت اشک چکیدن دارد
هم علی هم ولی الله اش شنیدن دارد
آقا اجازه , دل زده ام از تمامشهر
بی تودلم گرفته از این ازدحام شهر
آقااجازه , دست خودم نیست خسته ام
دردرس عشق من صف آ خر نشسته ام
ما دل نبسته ایم به اوضاع کارخویش
دل خوش نکرده ایم به این کوله بارخویش
باید خدا به داد دل بی کسم رسد
شیطان کُند وگرنه دلم را شکارخویش
دست دعا به درگه لطف خدا خوش است
پرواز روح در ملکوت دعا خوش است
با هر فراز نغمه جانسوز نیمه شب
درک وصال در سحری با صفا خوش است
سریدارم که مجنون حسین است
دلیدارم که دلخون حسین است
تمامدین پیغمبر به والله
همهپاینده از خون حسین است
از غم دوری معشوقم حسین
بار دیگر این دلم غمخانه شد
بار دیگر از فراق روی یار
پشت پا زد عالم و بیگانه شد
مادرممن را به غم تعلیم کرد
قلب منرا بر غمت تسلیم کرد
هر چهدارم از دعای مادر است
مادرممن را به تو تقدیم کرد