پهن شد سفره ی احسان, همه را بخشیدی
باز با لطف فروان همه را بخشیدی
ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد ,
رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی
پهن شد سفره ی احسان, همه را بخشیدی
باز با لطف فروان همه را بخشیدی
ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد ,
رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی
زکاروان سفر کرده ام نشانی نیست
برایگفتن درد دلم زبانی نیست
برایاین که به کوی حبیب خود برسم
منغریب چه سازم که کاروانی نیست
به دلم دیدنت برات شده, به خدا صبح و شام منتظرم
همه ی روزها ولی به خصوص, آخر هفته هام منتظرم
نه شبیهم به هر مسلمانی, نه نماز درست و درمانی…
چه بگویم خودت که می دانی, من چه اندازه خام منتظرم
آقــا دلم برای شـــما تـنـگ میشود
وقتی که آسمان ز غمت رنگ میشود
مولا برای دیدن یک لحظه ی رخت
دستم به ریسمان دعا چنگ میشود
عمری ست در هوای خودت گریه می کنی
عمری ست با نوای خودت گریه می کنی
گاهی کنار تربت مخفی مادرت
بر خاک آشنای خودت گریه می کنی
افسوس خط فاصله ها بیشتر شده
ای وای گریه های شما بیشتر شده
اصلا وفا به بیعت با تو نکرده ایم
گرچه ز جانب تو وفا بیشتر شده
هرچند دل تنگم ولی بهتر نیایی
زیرا دگر اینجا نباشد آشنایی
اینجا کسی فکر تو نیست آقای تنها
ازچه شما آقا همیشه فکر مایی؟
من را برای هر چه خطا کردهام ببخش
ای مهربان که بر تو جفاکرده ام ببخش
پشت و پناه من شده ای هرزمان ولی
پشت تو را به غصه دو تاکرده ام ببخش
دلم گرفته ازاین جمعه ها که تکراری ست
وسهم روزوشبم بی شماگرفتاری ست
گناه پشت گناه و…… گناه پشت گناه
گناه:نقل ونباتی که بینمان جاری ست
آن روز که ما را ز گل خام سرشتند
در مدرسه عشق شما نام نوشتند
چون روز ازل نام مرا شیعه نهادند
جز عشق تو مـهدی دگرم هیچ ندادند
مژدهامد شاعر امشب شاد باش
درمیان واژه ها ازاد باش
هر چهمیخواهد دل تنگت بگو
بی مهابا سر به دست باد باش
راهی کربلا دل رسوا نمی شود
این نامه جز به دست تو امضا نمیشود
ای روح حیدری تو در جان مصطفی
بی تو جمال جلوه زهرا نمی شود