در هیاهوی ملک صحن تو دیدن دارد
شربتی آب در این کعبه چشیدن دارد
با اذان حرمت اشک چکیدن دارد
هم علی هم ولی الله اش شنیدن دارد
در هیاهوی ملک صحن تو دیدن دارد
شربتی آب در این کعبه چشیدن دارد
با اذان حرمت اشک چکیدن دارد
هم علی هم ولی الله اش شنیدن دارد
آقا اجازه , دل زده ام از تمامشهر
بی تودلم گرفته از این ازدحام شهر
آقااجازه , دست خودم نیست خسته ام
دردرس عشق من صف آ خر نشسته ام
ما دل نبسته ایم به اوضاع کارخویش
دل خوش نکرده ایم به این کوله بارخویش
باید خدا به داد دل بی کسم رسد
شیطان کُند وگرنه دلم را شکارخویش
دست دعا به درگه لطف خدا خوش است
پرواز روح در ملکوت دعا خوش است
با هر فراز نغمه جانسوز نیمه شب
درک وصال در سحری با صفا خوش است
سریدارم که مجنون حسین است
دلیدارم که دلخون حسین است
تمامدین پیغمبر به والله
همهپاینده از خون حسین است
از غم دوری معشوقم حسین
بار دیگر این دلم غمخانه شد
بار دیگر از فراق روی یار
پشت پا زد عالم و بیگانه شد
مادرممن را به غم تعلیم کرد
قلب منرا بر غمت تسلیم کرد
هر چهدارم از دعای مادر است
مادرممن را به تو تقدیم کرد
پهن شد سفره ی احسان, همه را بخشیدی
باز با لطف فروان همه را بخشیدی
ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد ,
رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی
زکاروان سفر کرده ام نشانی نیست
برایگفتن درد دلم زبانی نیست
برایاین که به کوی حبیب خود برسم
منغریب چه سازم که کاروانی نیست
به دلم دیدنت برات شده, به خدا صبح و شام منتظرم
همه ی روزها ولی به خصوص, آخر هفته هام منتظرم
نه شبیهم به هر مسلمانی, نه نماز درست و درمانی…
چه بگویم خودت که می دانی, من چه اندازه خام منتظرم
آقــا دلم برای شـــما تـنـگ میشود
وقتی که آسمان ز غمت رنگ میشود
مولا برای دیدن یک لحظه ی رخت
دستم به ریسمان دعا چنگ میشود
عمری ست در هوای خودت گریه می کنی
عمری ست با نوای خودت گریه می کنی
گاهی کنار تربت مخفی مادرت
بر خاک آشنای خودت گریه می کنی