یا علی! کیست می آید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟
آمده پیش تو تا مشق سپه داری کند
تا به سبک «حیدر»ی تمرین کرّاری کند
یا علی! کیست می آید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟
آمده پیش تو تا مشق سپه داری کند
تا به سبک «حیدر»ی تمرین کرّاری کند
به دست باد صبا زلف خود رها کردی
به تاب گیسوی پرچین خود چه ها کردی
چه شور و ولوله ای شد به دور گهواره
همینکه پلک زدی چشم خود تو واکردی
بخوان قنوت غزل را که نور مادر شد
به بوی سیب حرم سینه ها معطّر شد
نهاد پا به زمین و هوای عشق آورد
هوای شهر نبی از همیشه بهتر شد
اززندگی بی تو بیزاریم مولا
دیگربیا خیلی گرفتاریم مولا
غیراز ظهور تو نخواهیم از خداوند
شبتا سحرهایی که بیداریم مولا
از سجده بر حریم تو آغاز می شود
اسباب هر کسی که سر افراز می شود
اصلا کسی که سجده به مهر حرم نکرد
پیش خدا همیشه زِ سر باز می شود
تو آمدی که بگویی ذبیح یعنی چه
که روح خسته و جسم جریح یعنی چه
تو خنده می کنی و با کنایه می گویی
عزیز مصر ببیند ملیح یعنی چه !
ما راشهید اشک و محن آفریده اند
عاشق تر ازاویس قرن آفریده اند
امرخدای عزوجل بوده در ازل
مارا برای سینه زدن آفریده اند
هرکه یک دفعه سر این سفره مهمان میشود
مورهم باشد اگر روزی سلیمان میشود
سربه زیر انداختن ذاتش توسل کردن است
دردهایاین حرم ناگفته درمان میشود
این جمعه هم نیامدی و گریه سر کنم
باید دوباره بی تو شبم را سحر کنم
آخر نمی شود که فقط کنج خلوتی
زانو بغل ز هجر رخت دیده تر کنم
باید که به جز فرج دعایی نکنیم
جز در غم او آه ونوایی نکنیم
خوشنودی صاحب الزمان از امروز
تصمیم بگیریم ,خطایی نکنیم
آسمانم!چشم بارانی چه میآید به تو
ناخدایم!روح توفانی چه میآید به تو
آننگاه زیر چشمی با وقارت میکند
وای!آن لبخند پنهانی چه میآید به تو
دلم گرفته از این جمعه های تکراری
دلم گرفته از این انتظار اجباری
چه قدر ندبه بخوانم!چرا نمی آیی؟
چه دیده ایی که از ایندل شکسته بیزاری!؟