لعنت به آنکه کرده جسارت به محضرت
تیری نشانده با سخن خود به پیکرت
نام تو آسمانیُّ و پاک و مقدَّس است
تو بی نظیری ُّو حرمی کرده باورت
لعنت به آنکه کرده جسارت به محضرت
تیری نشانده با سخن خود به پیکرت
نام تو آسمانیُّ و پاک و مقدَّس است
تو بی نظیری ُّو حرمی کرده باورت
ای بهترین بهانه خلقت ظهور کن
صحن نگاه چشم مرا پر ز نور کن
چشمم به راه ماند بیا و شبی از این
پس کوچه های خاکی قلبم عبور کن
هرکس که دشمنت شده بد نام می شود
آسوده باش خصم تو ناکام می شود
آنکس که احترام تو را زیرپاگذاشت
با دستهای مهدی ات اعدام می شود
مهدی نظری
هنوز حال و هوایی که داشتم دارم
به سینه سوزو نوایی که داشتم دارم
برای درک حضور تو ای گل نرگس
هنوزسعی وصفایی که داشتم دارم
ما را در آسمان تولا رها کنید
در راه عشق آل پیمبر فدا کنید
کوری چشم دشمن مولای آفتاب
ما را غلام حضرت هادی صدا کنید
قطعه های غزلم سوی حرم افتاده ست
مثنوی در پی ارباب کرم افتاده ست
بیت در بیت غزل پای علم افتاده ست
مطلع شعر به دستان قلم افتاده ست
بایدکه به یاریش علم برداریم
ازسینه اوغصه و غم برداریم
در راه ظهور گل زهرا باید
اندازه وسع خود قدم براریم
سید مجتبی شجاع
ذکرابوتراب عجب مستی آور است
ایننام پیرِ میکده ی حوض کوثر است
اصلاهراس و باک نداریم از حساب
محشرکلید باغ جنان دست حیدر است
مولا اگر نبود,ولایت نداشتیم
روزحساب, باب شفاعت نداشتیم
عاشقنمی شدیم اگر مرتضی نبود
نسبتبه اهل بیت ارادت نداشتیم
خسته شدم,بریده ام آقا, شتاب کن
یا انتخاب کن بخرم, یا جواب کن
برگشت نمهمان و فنا گشتنم همان
هرچهپل است پشت سر من خراب کن
چشم خورشید محلی به سیاهی ندهد
سینه نور به خفاش پناهی ندهد
خصم بیهوده به دنبال اثر میگردی
شب تاریک سوادی به نگاهی ندهد
کشک بیهوده چرا عقل کمت می سابد
برسر حرف مگر نور خدا می خوابد
آسمان را بنگر تا که ببینی – هادی …
– آفتابیست که بر روی سرت می تابد
موسی علیمرادی