شعر مدح و مناجات

مدح امام هادی علیه السَّلام

لعنت به آنکه کرده جسارت به محضرت

تیری نشانده با سخن خود به پیکرت

نام تو آسمانیُّ و پاک و مقدَّس است

تو بی نظیری ُّو حرمی کرده باورت

آقا بیا و روضه بخوان …

ای بهترین بهانه خلقت ظهور کن

صحن نگاه چشم مرا پر ز نور کن 

چشمم به راه ماند بیا و شبی از این

پس کوچه های خاکی قلبم عبور کن 

اهانت به امام هادی (ع)

 

هرکس که دشمنت شده بد نام می شود

آسوده باش خصم تو ناکام می شود

آنکس که احترام تو را زیرپاگذاشت

با دستهای مهدی ات اعدام می شود

 مهدی نظری

 

قبله نما

هنوز حال و هوایی که داشتم دارم

به سینه سوزو نوایی که داشتم دارم

برای درک حضور تو ای گل نرگس

هنوزسعی وصفایی که داشتم دارم

فدائیان امام هادی(ع)

ما را در آسمان تولا رها کنید

در راه عشق آل پیمبر فدا کنید

کوری چشم دشمن مولای آفتاب

ما را غلام حضرت هادی صدا کنید

جاروکش صحن…

قطعه های غزلم سوی حرم افتاده ست

مثنوی در پی ارباب کرم افتاده ست

بیت در بیت غزل پای علم افتاده ست

مطلع شعر به دستان قلم افتاده ست

علم برداریم

بایدکه به یاریش علم برداریم

ازسینه اوغصه و غم برداریم

در راه ظهور گل زهرا باید

اندازه وسع خود قدم براریم

سید مجتبی شجاع

 

شوق نوکری

 ذکرابوتراب عجب مستی آور است

 ایننام پیرِ میکده ی حوض کوثر است 

 اصلاهراس و باک نداریم از حساب

 محشرکلید باغ  جنان دست حیدر است 

ولایت

 مولا اگر نبود,ولایت نداشتیم

 روزحساب, باب شفاعت نداشتیم 

 عاشقنمی شدیم اگر مرتضی نبود

 نسبتبه اهل بیت ارادت نداشتیم 

حساب و کتاب

 خسته شدم,بریده ام آقا, شتاب کن

 یا انتخاب کن بخرم, یا جواب کن 

 برگشت نمهمان و فنا گشتنم همان

 هرچهپل است پشت سر من خراب کن 

چشم خورشید

چشم خورشید محلی به سیاهی ندهد

سینه نور به خفاش پناهی ندهد

خصم بیهوده به دنبال اثر میگردی

شب تاریک سوادی به نگاهی ندهد

آسمان را بنگر

کشک بیهوده چرا عقل کمت می سابد

برسر حرف مگر نور خدا  می خوابد

 آسمان را بنگر تا که ببینی – هادی

– آفتابیست که بر روی سرت می تابد

 موسی علیمرادی

دکمه بازگشت به بالا