تو که در چشم ما کاشانه داری
میان اشک هامان خانه داری
تو که زیبا ترین شعر خدایی
حدیث عاشقی ما شمایی
تو که در چشم ما کاشانه داری
میان اشک هامان خانه داری
تو که زیبا ترین شعر خدایی
حدیث عاشقی ما شمایی
مردم همه دینشان به باد است این جا
دکان فروش دین زیاد است این جا
شرمنده که کمتر از شما می گوییم
بازار شما کمی کساد است این جا
هم با سخن و اشاره گفتیم دروغ
هم با کمی استعاره گفتیم دروغ
تا آمدنت لحظه شماری داریم
شرمنده اگر دوباره گفتیم دروغ
سید مجتبی شجاع
زمین برای قدم هات آسمان شده بود
وَ ماه, روی سرت مثل سایه بان شده بود
دوباره کشتی نوح از پس زمان برخواست
وَ باز دست خدا بود, بادبان شده بود
ساطع شده نور آسمـان هـا بـه زمین
امشبشـده مـتـصـل ثـریا بـه زمین
امشبگل بـاغ مصطفــی آمده است
آوردهتمام کهکشــان را بـه زمـیــن
دنیا بدون روضه آقا جهنم است
یعنی بهار نوکری ما محرم است
شکر خدا که خرج عزای تو می شوم
روضه به کار و زندگی ما مقدم است
عاشق که می شوم به خدا از شما شوم
زیر سر شماست اگر مبتلا شوم
هر روز در هوای شما بال میزنم
پائین پای روضه تان تا رها شوم
فقط آویزه ی گوشم همین مطلب بود
مهر تایید بهشت امضای یا زینب بود
بعد هیئت تاسحر بیدارم ای زاهد بدان
شب نشینی با حسین مثل نماز شب بود
محسن داداشی
یارب دلم از غم حسین محزون کن
درسینه ی ما محبتش افزون کن
جز مهر حسین هر آنچه باشد به دلم
خون ساز و ز راه دیده ام بیرون کن
شاعر؟؟
دل کندن از عزای تو هرگز نمی شود
این گریه جز برای تو هرگز نمی شود
شاید شود بدون محرم عزا گرفت
بی یاد کربلای تو هرگز نمی شود
محسن نورپور
از درد بی حساب سرم را گرفته ام
با دستمال بال و پرم را گرفته ام
از صبح تا غروب نشسته ام یکی یکی …
این خارهای موی سرم را گرفته ام