بیا با هم خدامان را بخوانیم
به حق مادرت زهرا بخوانیم
کنار علقمه این جمعه, مولا
به جای ندبه؛ عاشورا بخوانیم
روح الله گائینی
بیا با هم خدامان را بخوانیم
به حق مادرت زهرا بخوانیم
کنار علقمه این جمعه, مولا
به جای ندبه؛ عاشورا بخوانیم
روح الله گائینی
رسانده ام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
دلی که پر زده تا آستان احسانت
که غرق نور اجابت کنی دقایق را
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد امد
برشوره زار دلها باران نخواهد امد
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن
آن مرد تا نیاید باران نخواهد امد…
شاعر؟؟
ای کاش همیشه نوکرت باشم من
از سینه زنان مادرت باشم من
ای کاش که می شد ای عزیز زهرا
یک کرب وبلا همسفرت باشم من
سیدمجتبی شجاع
از روضه های ماه صفر تا جدا شدی
با روضه های زهر کمی آشنا شدی
اینها برای کشتن تو نقشه می کشند
از لحظه ای که وارد این سامرا شدی
امسال بیا بهار را حفظ کنیم
چشم و دل بی قرار را حفظ کنیم
جمعه نه,تمام هفته با ندبه ی خود
حیثیت انتظار را حفظ کنیم
هدیه ارجمند
از آسمان شبت یک ستاره می خواهم
برای درد دلم راه چاره می خواهم
میان خمره ی چشمت شراب نوشیدم
از آن شراب نداری؟…دوباره می خواهم
از اشک شعر , چشم مرا تا که تر کنند
باید که دعبل حرمت را خبر کنند
ذهنم دوباره شعله ور از واژه و حروف
آهنگ قلب قافیه ها ذکر یا رئوف
در صحن تو حج فقرا را عشق است
پرواز به مشهد الرضا را عشق است
پایان دو ماه نوکری از دستت
یک تذکرهی کرب و بلا را عشق است
زابتدای وجودم به من نظر داری
تویی که دم به دم ازحال من خبر داری
طواف کوی تو بالاتر از هزاران حج
به روی گنبد خود بوسه ی قمرداری
مست از غم توام غم تو فرق می کند
محو توام که عالم تو فرق می کند
با یک نگاه می کشی و زنده می کنی
مثل مسیح, نه, دم تو فرق می کند