سه ساله ای که امیدشبه نوجوانی بو
چقدر پیری او زود وناگهانی بود
اگر چه گیسوی او مثلبرف روشن بود
ولی تمام تنش سرخ وارغوانی بود
سه ساله ای که امیدشبه نوجوانی بو
چقدر پیری او زود وناگهانی بود
اگر چه گیسوی او مثلبرف روشن بود
ولی تمام تنش سرخ وارغوانی بود
ذکر شب و روز آسمانها: عباس
وقتی به بهشت میروی با: عباس
از معرفت و بزرگی اش معلوم است
دارد چه شباهتی به مولا عباس
هدیه ارجمند
این روزها بوی قفس دارد زمانه
اندوه و غربت می وزد از هر کرانه
این روزها دلتنگ دلتنگم شهیدان
کی می رود از خاطر من یاد یاران
هستم یتیم لیک پر از شور وعزتم
حُسن ختام و پرچم پایان نهضتم
بابا خوش آمدی که ببینی که شهر شام
افتاده در خروش ز غوغای غربتم
تا سر زند خورشید او از صبح بامش
یک آسمان مست از تماشای مدامش
تا گردباد شوق او در دشت پیچید
صدها رمه آهو نشسته بین دامش
وقتی که عرش از غم تو غرق ماتم است
گر عالمی حسینه ات هم شود کم است
لب تشنه است دیده ی ما ای قتیل اشک
اما زمان روضه ی تو دیده زمزم است
دست از سر دل بر نمیدارد غم تو
با ما چه کرده سوز داغ و ماتم تو
وقتی دلم را از گِل اشک آفریدند
شد طینت من از غبار پرچم تو
آنکس که با نگاه دل ما شکار کرد
تنها خدا گواست که با ما چه کارکرد
برما چشاند لذت سوز جنون عشق
ما را اسیر آتش این انتظار کرد
وقتی که عرصه بر نفسم تنگ میشود
یا شیشه دلم به غمی رنگ میشود
بغض ترک ترک شده ام هر زمان شکست
قلبم به نبض روضه هماهنگ میشود
به روز حشر کفن پوشهای سینه کبود
به حال هروله یکسر ندای ما ارباب
چه کرده داغ تو با سینه های ما ارباب
که آه میچکد از ربنای ما ارباب
شراب و اشک دو تا میهمان جام منند
که این دو باعث سر مستی مدام منند
شراب از خم قالو بلی و اشک ازخون
دو رکن هستی من علت دوام منند
بزم حضور بی تو فراهم نمیشود
ایمان بدون عشق تو محکم نمیشود
بر کائنات گر که کنی لطف بی حساب
یک ذره از خزانه ی تو کم نمیشود