شعر شهادت امام كاظم (ع)

فدای غربت تو

فدای غربت تو ای غریب بغدادی
چقدر ناله که زیر شکنجه سر دادی

سیاه چاله ی مرطوب و استخوانی خرد
بگو که با چه گناهی به حبس افتادی

چنین که خرد شده ساق پایت از زنجیر
به فرض حبس نباشی، چه سود از آزادی؟

شکسته بال و پر اصلا قفس نمی خواهد!
ولی تو در قفسی و اسیر صیادی

غریبی و غل و زنجیر و زخم در گودال
به تو زیاد رسیده از ارث اجدادی

محمد رضا مسعودی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا