هوای شوق

قدر قدرت قدر شوکت به شیدایی جهان آرا
پیمبر خو پیمبر رو علی سیرت علی سیما

قضادستش که پابستش نفس هاهست درحبسش
نشد از ماه تعریفی بجز سیمای این لیلا

یاصاحب الزمان(عج)

کنون که حال دلم را تو در نظر داری
بگو به سمت کدامین گذر , گذر داری

تویی که راه گشایی تویی که راهنما
کلید رحمتی و در نگه قمر داری

نامه ها

اصحاب خیل نامه ها را میشمارند
از نامه ها پیداست آنها بی قرارند

وقتی قسم خوردند بر نام پیمبر
یعنی بیا مولا که جمله پای کارند

سبطِ زهرا

بس نحیف است دگر مانده فقط تصویرش

دست خیر است درآرید از او زنحیرش

اینکه دارد به نفس خس خس آخرهایش

دوجهان فیض بَرد از دم چون اکسیرش

دکمه بازگشت به بالا