پناه حرم

برای اینکه نمیریم دم ابالفضل است
برای زنده شدن بازدم ابالفضل است

چگونه قرص نباشد دل حسین آنجا
که تکیه گاه و پناه حرم اباالفضل است

بابا کجایی

بابا کجایی گل تو
شوق بیابان ندارد
گلبرگ کوچک توان
خار مغیلان ندارد

عرشیان

چون رسید از خدا توان به علی
تڪیه داده ست آسمان به علی

عرشیان بعد پله ی هفتم
تازه دادند امتحان به علی

غریب آقام

بین هجومی از خفقان در سیاه چال
پیچیده باز صوت اذان در سیاه چال

درپشت ابر کینه ی ظلمت پرستها
خورشید کرده چهره نهان درسیاه چال

یا ام البنین

ای عروس سفید بخت علی
که سرآمدترینِ دنیایی
در مقامت چه میتوان گفتن
که تو اُمّ الائمه ،زهرایی

وای مادرم

با لکنتش هی گریه میکرد و اذان می داد
گهواره ی خالی محسن را تکان می داد

هر بار از سد سکوت کوچه رد می شد
هر بار روی خاک می افتاد و جان می داد

عاشقانه

چقدر عاشقانه با نسیم میزنی قدم

معادلات علم را چه ساده میزنی به هم

اجابت دعای دل شڪستگان به دست توست

و میزنی برای اهل عشق خیر را رقم

ولایت حیدر

مانند عاشقی که پی یار می دود
دنبال او همیشه گرفتار می دود

او نقطه ی شروع جهانست دور او
عالم شبیه حالت پرگار می دود

مادر اسلام

روزی که ابتر خوانده شد پیغمبر اسلام
ام ابیها زاده شد از مادر اسلام

هم حلقه ی عشق نبی را داشت بر انگشت
هم در نابی بود بر انگشتر اسلام

سه ساله حسین

وقتی که شده فاطمه الگوی رقیه
داده ست فلک تکیه به زانوی رقیه

ماه ست گدای سر بازار نگاهش
خورشید بود مشتری کوی رقیه

دکمه بازگشت به بالا