بخوان به نام خدایت ، بخوان رسولِ خدا

بخوان به نام خدایت ، بخوان رسولِ خدا
بخوان که خسته‌ی جهلِ مرکبند آقا

تو آمدی و به یمن وجود پر مهرت
صفا گرفته همه ذره ذره‌ی دنیا

عشق است اقتدار محمد و آل او

عشق است اقتدار محمد و آل او
عشق است جایگاه رفیع و کمال او

عالم تمام مات بر این پادشاهی است
مات حکومت قَدَر و بی زوال او

یا باب الحوائج

از کودکی از سفره‌اش حاجت گرفتیم
ما از دعای خیر او برکت گرفتیم
با یک نگاه او همه عزت گرفتیم
ناچیز بودیم و از او قیمت گرفتیم

فدای غربت تو

فدای غربت تو ای غریب بغدادی
چقدر ناله که زیر شکنجه سر دادی

سیاه چاله ی مرطوب و استخوانی خرد
بگو که با چه گناهی به حبس افتادی

اسوه‌ی صبرِ این جهان، زینب
تا ابد، فخر مادران، زینب
که ندیده کسی چونان زینب
به جهان این چنین گرفتاری

جبل الصبر

بگو که صبر، همیشه به نامِ زینب شد
بگو که راحتِ دنیا حرامِ زینب شد
بگو که شاهیِ عالَم، مقامِ زینب شد
بگو که طایفهٔ ما غلامِ زینب شد
وجودِ او سببِ اقتدارِ آفاق است
بگو که مرکزِ فرماندهیِ عُشاق است

اسوه‌یِ ایثار عقیله

ای روحِ وفا اسوه‌یِ ایثار عقیله
ای فاطمه و حیدرِ کرار عقیله

مدیونِ تو و صبرِ تو شد مکتب و مذهب
شد صبر، به صبرِ تو بدهکار عقیله

یا مرتضی علی(ع)

چنان ز کعبه آمده برون کسی خدای‌گون
که گوییا ز خانه‌ی خودش نهاده پا برون
هنوز بعد سال‌ها، نمانده جای چند و چون
عزیزکرده مثل او کسی ندیده تا کنون
عزیزکرده‌ی خدا فقط علی‌است تا ابد
به کوری تمام منکران بگو: “علی مدد”

مولای من

نشستم بر سر راهش رِسد از یار اخباری
شدم مهمان کویش تا،کند مهمان به دیداری

دهد،حافظ به یار خود سمرقند و بخارا، را
دهم جان را برای او،اگر یارم کند یاری

پدر

بابا مهربونه بابا آیه آیه رحمته
دست مهربون بابا سایه‌ی حمایته

بابا کوهه بابا تکیه گاه امن عالمه
پینه های دست بابا ردی از عبادته

بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد

بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد
بجاست کعبه برای طواف برخیزد

علی ست پاسخ “هل من مبارز” دشمن
که ذوالفقار سه بار از غلاف برخیزد

ابن الرضا(ع)

خیرش قبول آنکه به ما رزق سحر داد
مارا گذر بر خانه ی اهل نظر داد

از معصیت بر دور خود پیله تنیدیم
عشق آمد و بر جسم خسته بال و پر داد

دکمه بازگشت به بالا