خراب آمده‌ام

خراب آمده‌ام تا کنی تو آبادم

 هزار شکر نگفتم, ز چشمت افتادم

  خراب باده‌ی عفوم ببخش رسوا را

 مُقرّ و معترفم از هزار بیدادم 

چرخ و فلک و ستاره

چرخ و فلک و ستاره حیران  دیده ام

آن محنت و غم که کس ندید,آن دیده ام

نوحی به هزار سال یک طوفان دید

من نوح نیم, هزار طوفان دیده ام

ناگفته ها

ناگفته ها دارد دل غم پرورت با من

حرفی بزن از گوشۀ چشم ترت با من

بانوی محجوبم بیا و در میان بگذار

شرح بلایی را که آمد بر سرت با من

روضه‌ی باران

با نام عشق, خلقت انسان شروع شد

جانی گرفت و غصّه به این سان شروع شد

فریادِ طبل, ضجّه‌ی زنجیر, شور سنج

با رعدهای تعزیه‌گردان شروع شد

یا ایّها الکریم

 یا ایّها الکریم ببین بی بضاعتم

مهمان نامناسب ماه ضیافتم

دیدم که بار رحمت عام است آمدم

هرگز به روی من نزدی بی لیاقتم

نظر لطف بوتراب

 

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند

 

آه ای علمدار پدر …

رفتیندیدی بعد تو دیگر چه حالی داشتم

گفتم کهمی آیی ولی با خود خیالی داشتم

چشمم بهراه رفته و دلخوش به راه آمدن

امانگاهی مضطرب دل شوره حالی داشتم

آه بابای غریب

می چکداز پای نی خونابه های روی تو

می زندشلاق می آیم هر آن دم سوی تو

 می کشاند موی هایم را به غارت می برد

 معجری را که برایم دوخت زد بانوی تو

فرمانروای ملک خدا

جمله فرشتگان به ید او شدند خلق

سبوحشان به زمزمه ی یا علی علی

فرمود حق  که سجده به نور علی کنید

آدم که بود؟ علم الاسما علی علی

تکه های گمشده

با آسمان قسمت بکن بال وپرت را

بردار از روی زمین چشم ترت را

این تکه های گمشده راز رشیدی ست

یعنی تصور کن علی اکبرت را

رنگین کمان خرابه

شکوهی در میان دختران داشت

سری بالاتر از هفت آسمان داشت

اگر چه سن وسالش غنچه می زد

ولی گل بود وقلبی مهربان داشت

زینب دوم علی

عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

دکمه بازگشت به بالا