بی حاصلست بی تو همه کشت و کارها
شیرین شود به میمنتت شوره زارها
گل می دهند با تو تمامی خارها
از لوح دل شوند زدوده غبارها
گرد ممزوج خاک قتلگهم
از خود آقا مرا جدا نکنی
هر چه خواهی بکن ولی ارباب
دورم از شهر کربلا نکنی
کسی که از تو بگوید سر خمار ندارد
دلی برای گرو بازیِ قمار ندارد
به پای بند ندارد و پایبند نشسته
چرا که شبهه به لایمکن الفرار ندارد
مایی که گشته ایم پریشانش این چنین
باید شویم خیره بر ایوانش این چنین
بیرون زده است خوشه ی انگور از ضریح
او رزق می دهد به فقیرانش این چنین
ای ازتبار حضرت زهرا سرشت تو
خون است خط به خط رقم سرنوشت تو
شد آتش جهنم این قوم شعله ور
از لحظه ای که سوخت در آتش بهشت تو
هر اهل دلی کز سر کوی تو گذر کرد
لبخند ملیح تو بر جانش اثر کرد
این ذکر چه ذکریست که یک یا علی من
صدبار دل و دین مرا زیر و زبر کرد
حساب محشر و میزان در اختیار علیست
کلید روضه ی رضوان در اختیار علیست
قسم به حضرت زهرا که از همان اول
بنای خلقت انسان در اختیار علیست
نانی نبود اینهمه احسان اگر نبود
آبی نبود رحمت باران اگر نبود
لطفی نداشت زندگی ما بدون اشک
عشقی نبود دیده ی گریان اگر نبود
صحبت از وصف رویت شد قلم آمد به میان
بهر نزد تو رسیدن قدم آمد به میان
سابق از تو چه کسی بود ملقب به کریم؟
پا به دنیا که نهادی کرم آمد به میان
با واژه غریب شده نام او عجین
با زانوان خویش چهل سال همنشین
در کوچه سر کشید حسن جام زهر را
آنجا که خورد مادر ریحانه اش زمین
من کی بودم یه آس و پاس بی کس
یه از همه رونده شده تو دنیا
تو کی بودی حسین دلتنگیام
هوامو داشتی شبیه یه بابا
سلامی از سر اخلاص با صمیمیت
به تو که معنی نامت ورای از غیرت
سلام ساقی عطشان بچه های حسین
سلام بر دل دریایی ات بر آن شوکت