رفتی علی بدون تو بی بال وپر شود؟
بعداز توکیست تاکه برایم سپر شود؟
الانمغیره آمد ازاینجا عبور کرد
می خواستتادوباره حسن خونجگر شود
رفتی علی بدون تو بی بال وپر شود؟
بعداز توکیست تاکه برایم سپر شود؟
الانمغیره آمد ازاینجا عبور کرد
می خواستتادوباره حسن خونجگر شود
رفتی میان غصه مراجاگذاشتی
مارادراوج غم تک تنهاگذاشتی
برداشت یتوبار خودت رازبسترو
آن رابروی شانه بابا گذاشتی
من مادری هستم سراپا شور و احساس
من رنگ و بو دارم ز باغ سوسن و یاس
دامان من مهد شقایقهای عشق است
اشک دو چشمم رشک هر صهبای عشق است
نگاه پیر تو انبوه ی از ملک دارد
چقدر چین و چروک رخت ترک دارد ؟!!
چقدر پیر شدی غصه پیرتان کرده ؟؟
بگو که گریه یتان ریشه در فدک دارد
رسیده قافله و چشم های تر دارد
برای ام بنین کاروان … خبر دارد
خدا کند که مراعات سن او بشود
که نقل حادثه بر قلب اوضرر دارد
ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی
از مادر چشم انتظارت دل بریدی
جز ام لیلا کس نمی فهمد غمم را
من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی
از من مگیر شوق همیشه بودنت را
شوق عزیزم, دلبر من, گفتنت را
از پیش چشم زینب و بابا بپوشان
پیراهن گلدار هر روز تنت را
با پر و بال شکسته پرزدن آسان نیست
سوختن ساختن و دم نزدن آسان نیست
وَرم بازوی تو قاتل جانم شده است
دیدن زخم تن ِ پاره ی تن آسان نیست
آتش زبانه می کشد از تار و پود در
انگار سوخته استتمام وجود در
بانو که در اتاق کناری نشسته بود
بیرون دویده است بدنبال دود در
دوبـاره زینب کبـری بـدون مـادر شـد
علـی امیـر عرب هـم بـدون همسـر شد
عزیـز ارشـد زهـرا بـه گـریـهافتـاده
که قاتـل حسنـش ضـرب دستکافـر شد