اشعار اهل بیت

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

بى قرارى مى کنى تا خانه زندانم شود ؟
بسترت را پهن کردى قاتل جانم شود؟

با حسن حرفى زدى؟با من غریبى مى کند
گریه هاى هرشبش باران چشمانم شود

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

بیشتر از قبل ها داری هوای شوهرت را
دست هایت میخرد این اشک های شوهرت را

من دعا کردم که قدری بیشتر پیشم بمانی
پس بیا آمین بگو با دست های آسمانی

شعر میلاد حضرت زینب (س)

هر کس که در این میکده نوکر شده باشد
ننگ است که دلواپس محشر شده باشد
بی ساغر و می مست شود در همه ی عمر
با یار اگر عمر کسی سر شده باشد

شعر ولادت حضرت زینب(س)

آن که نامش کرده عالم را مسخر زینب است
آن که وصفش می رباید هوش از سر زینب است

مادرش آموزگار مکتب شرم وحیاست
فارغ التحصیل دانشگاه مادر زینب است

شعر ولادت زینب(س)

گرچه خورده گره دل به نام حضرت زینب
مرا که شان بیان نیست در حکایت زینب

همین بس است به شرحش اگر بسنده کنم من
که کوه ریشه گفته از استقامت زینب

شعر ولادت حضرت زینب(س)

سرشار از ترانه ی یک رود جاری ام

امروز در نهایت امّیدواری ام

احساس میکنم که به دریا بدل شدم

احساس میکنم که بر این خاک جاری ام

شعر ولادت حضرت زینب(س)

کیست بعد از فاطمه بانوی والا زینب است
آنکه ما را جمع کرده دور مولا زینب است

کیست آنکه ارث از مادربزرگش برده است
آنکه او را چون خدیجه خواند, طاها زینب است

شعر ولادت حضرت زینب(س)

قلبم دوباره بی سر و سامان زینب است
دستم همیشه چنگ به دامان زینب است
ملک خدا به گرد سر و جان زینب است
عالم همه چو گوی به دستان زینب است
دنیا تمام , واله و حیران زینب است

شعر مناجات امیرالمومنین علی(ع)

کافرِ رویِ توام ای بُتِ زیبای خدا

سائل کوی توام عالیِ اعلای خدا

انبیا دستِ توسل به تو دارند علی

دستگیرِ همه ای , دستِ توانای خدا

شعر ولادت حضرت زینب(س)

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود
مستی ما که در قلمی جا نمی شود

زلف مرا به پنجره های ضریح عشق
طوری گره زدند , دگر وا نمی شود

شعر روضه حضرت زهرا(س)

بابا که رفت , غصه ی زهرا شروع شد

تازه مصیبت و غم عظما شروع شد

بابا که بود , زندگی اش رو به راه بود

بعد از پدر , هجوم بلاها شروع شد

مناجات حضرت زهرا (س)

دردی که زهرا میدهد مانند درمان است

آنکه ندارد حب زهرا را مسلمان است؟؟؟

با دست خالی آمده پشت درش سائل

هنگام بر گشتن ولی یک پا سلیمان است

دکمه بازگشت به بالا