حال ما را گاه گاهی باده می ریزد به هم
گاه گاهی تربت سجاده می ریزد به هم
هر کجایی می رسم می گویم از آقایی اش
عالمی را عبد نوکر زاده می ریزد به هم
حال ما را گاه گاهی باده می ریزد به هم
گاه گاهی تربت سجاده می ریزد به هم
هر کجایی می رسم می گویم از آقایی اش
عالمی را عبد نوکر زاده می ریزد به هم
تو را آفریده برای خودش
تو را برده تا ابتدای خودش
تو محو خدایی و او محو تو
شده غرق در جلوه های خودش
ما که هستیم ؟ انتخابِ حسین
از دعاهایِ مستجابِ حسین
گَردِ راهی در آفتابِ حسین
پرِ کاهی در التهابِ حسین
گِلی از خاکِ بوترابِ حسین
ما که هستیم ؟ یک صواب حسین
حال و هوای امشب من فرق می کند
تب کرده ام ولی تب من فرق می کند
از این به بـعد مذهب من فرق می کند
شعـر و سـرود بر لب من فرق می کند
میرسم تا خدای ثارالله
میزنم تا صدای ثارالله
ایل و اجدا من همه هستند
ریزه خوار و گدای ثارالله
دوباره در وسط راه بین جاده تو
نشسته ایم بنوشیم ما ز باده تو
چقدر جود و کرم هست بین این خانه
چقدر خوب و کریم اند خانواده تو
در جهانی که در آن شوق به فردا هیچ است
تا تو امید منی غصه و غم ها هیچ است
به طبیبان جهان رو نزنم در هر حال
درد تا درد حسین است مداوا هیچ است
یا ساترَ العیوبِ دل ما حلال کن
ما را به حق حضرت زهرا حلال کن
دیگر گذشته کار دلم از دعا حسین
جان مرا بگیر شما یا حلال کن
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا)
به خال هندویشم بخشم غبار راه مولا را
تمام شاعران از خود همه یک چیز بخشیدند
یکی بخشید چون حافظ سمرقند و بخارا را
بی شک گدای خانه ات آقا شود, حسین(ع)
هر قطره زود پیش تو دریا شود, حسین!(ع)
فیض گدایی تو به هر کس نمیرسد
باید که زیر نامه اش امضا شود, حسین(ع)
دستخودم نبود اگر عاشقت شدم
باورنمی کنم!نه مگر عاشقت شدم!؟
سینیبه دست رد شدم از نو نهالی ام
درهیئت محل به نظر عاشقت شدم
ما قبل خلق گشتنمان مبتلا شدیم
پیش از الست عاشق روی شما شدیم
ما خاکمان ز گرد و غبار قدوم توست
از هرچه هست و نیست به جز تو جدا شدیم