علی اکبر لطیفیان

عشق

آفریدند تو را تا که مسیحا باشی

عزت و عاطفه را مظهر و معنا باشی

آفریدند تو را نام نهادند حسین

تا که جانسوزترین واژهدنیا باشی

شعر مناجات

حتى اگر نبخشد, این چشم تر می ارزد
این دور هم نشینى, وقت سحر می ارزد

جاى گدا نشستن در خانه ى کرم نیست
هروقت می نشیند در پشت در می ارزد

شعر مدح و ولادت امام زمان عج

به کام خلق نشاطی که میدهد رطبش
هزار سال دگر هم نمی رود طربش

طبابتی ست برای طبیب ما که هنوز
نرفته هیچ مریضی به جانب مطبش

شعر مدح امیرالمومنین

وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

اشعار مناجات اهل بیت

داشتن ها را کسی با یک خطاب از ما گرفت
بی تعلق آمدیم و او حجاب از ما گرفت

مهر خوبان را تفضل کرد بالاجبار داد
ای فدایش آنکه حق انتخاب از ما گرفت

شعر مناجات

آشفتگی گیسوی ما شانه کم داشت
لبهای خشک ما فقط پیمانه کم داشت

وسع خریدار تو بسیار است امّا
یوسف به ما دادی ولی بیعانه کم داشت

شعر مناجات

داشتن ها را کسی با یک خطاب از ما گرفت
بی تعلق آمدیم و او حجاب از ما گرفت

مهر خوبان را تفضل کرد بالاجبار داد
ای فدایش آنکه حق انتخاب از ما گرفت

شعر روضه حضرت ام البنین(س)

مردم بهم شیرآفرین نمیگن

داره من و میکشه این “نمیگن”

ام البنین چقد بهم می اومد

دیگه بهم “ام البنین” نمیگن

شعر روضه حضرت زهرا(س)

فاطمه بعد از پیمبر دائمأ سردرد داشت
دستمالی بر سرش می بست دیگر ؛ درد داشت

غصه اسلام را می خورد جای نان شب
انحراف دین برایش خیلی آخر درد داشت

پندیات

دلا بکوش مطهر بمان و محرم باش
دخیل چادر دخت رسول اکرم باش

به تزکیه سپری کن دو روز دنیا را
بدین طریق به چشم خدا مکرم باش

شعر مناجات

هرکس که بر سرش زده با عشق سر کند
باید هوای داشتن درد سر کند

باید هر آنکسی که پی وصل میرود
تا مرز سوختن بتواند خطر کند

شعر روضه حضرت زهرا(س)

این روزهای آخر عمرت بیا بخند
اصلاً برای من نه برای خدا بخند

گفتی که گریه هات مرا میکشد علی
یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند

دکمه بازگشت به بالا