شعر روضه حضرت علی اصغر

شیرِ خون

 

وا شد درِتمام قفسها به روی تو

پرواز درهوای پدر, آرزوی تو

 

می بارداز تلاطم چشمت شکوه خشم

رفته بهمرتضی چقَدَر خلق و خوی تو

حضرت رباب س

رباب است و خروش و خسته حالی

به دامن اشک و جای طفل خالی

اگر گهواره را پس داده بودند

دلش خوش بود با طفل خیالی

دکمه بازگشت به بالا