شعر روضه

یابن الزهرا(س)

از صدایش تن بی جان تو جان پیدا کرد
پیکر بی رمقت باز توان پیدا کرد

زینب است این که پر از ناله ی یابن الزهراست
قلبت از ضجّه ی زینب ضربان پیدا کرد

عزیزم حسین(ع)

از اسب واژگون شدی اما بلند شو
خورشید خاک خورده ی صحرا بلند شو

گیرم که شمر روی تن تو نشسته است
بر هم بزن قواعد و از جا بلند شو

واویلا

مقدر است چنین سخت امتحان بدهی
برای ذبح، به خنجر کمی زمان بدهی

به نیزه های پناهنده ای که می آیند
به روی سینه ی پا خورده ات مکان بدهی

وای حسین(ع)

فرازی از زیارت ناحیه مقدسه
روضه از زبان بقیت الله الاعظم

من روضه خوان ِ غربت ِ آقای عالمم
بی تابِ سربریده ماهِ محرمم

اولین ضربه کربلا لرزید

اولین ضربه کربلا لرزید
سرِ گودال مادری افتاد
از حرم یک نگاه پُر خواهش
به لب کُند خنجری افتاد

حسین من

شاهی که از او بقا کمک میگیرد
از او قَدَر و قضا کمک میگیرد
پیش نظر حرامیان در گودال
از نیزه شکسته ها کمک میگیرد

امیرفرخنده

قیام سرخ تو یک پرده از قیامت بود

برای سوگ تو باید زبان دیگر داشت
نگاه روشنی از آسمان فراتر داشت

شهادت تو حماسه‌است با شکوه و عیان
حماسه‌ای که هزاران پیام در بر داشت

سه ساعت است که در قتلگاه افتادی

سه ساعت است که در قتلگاه افتادی
محاصره شدی و بی پناه افتادی

سه ساعت است که خون از تنت شده جاری
میان هجمه ی سر نیزه ها گرفتاری

دم آخر کنار دلبر آمد

دم آخر کنار دلبر آمد
زنی قامت شکسته، مادر آمد

نگو این مرثیه روز دهم بود
بگو با گریه صبح محشر آمد

سالار زینب(س)

عقیله بر‌ روی تل ، پیر بود آن لحظه
سرت به دامن شمشیر بود آن لحظه

دوید تا که بیاید به داد تو برسد
ولی چه سود ، دگر دیر بود آن لحظه

روضه رضوان

روضه رضوان پیغمبر زمین افتاده بود
در خیال گندم ری تاختند و باختند

چشمه های آبشان در دشت غم تعبیر شد
کربلا را کوفیان دریاییِ از خون ساختند

اول شعر چرا شمر!سخن ریخت بهم

اول شعر چرا شمر!سخن ریخت بهم
با سنان است سنان وای دهن ریخت بهم

روضه خوان گفت که با چکمه کسی می آید
مادری را وسط سینه زدن ریخت بهم

دکمه بازگشت به بالا