رسیدهام به چه جایی… کسی چه میداند
رفـیــق گـریـه کجایی؟ کـسی چـه میدانــد
میـان مـایی و با مـا غـریبهای …افسوس
چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه میداند
رسیدهام به چه جایی… کسی چه میداند
رفـیــق گـریـه کجایی؟ کـسی چـه میدانــد
میـان مـایی و با مـا غـریبهای …افسوس
چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه میداند
شد بی ستاره حال و روز آسمانت
انگار رفته راحتی از آستانت
هر روز حبست گشت آقا فاطمیه
رفته به زهرا مادرت قد کمانت
دوباره یک کسی مثل همیشه
غمی دارد بسی مثل همیشه
و میگوید به زیرلب که آقا
به دادم می رسی مثل همیشه
آقا نیا اینجا کسی در فکرتان نیست
اینجا کسی دلواپس صاحب زمان نیست
زخم زبان بیچاره کرده عاشقان را
اینجا کسی با هیئتی ها مهربان نیست
دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود
وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود
چه ها که نکردم برای آمدنت
بیاعزیز که جانم فدای آمدنت
ببینکه در شب تاریک بی شما بودن
گرفتهدست به بالا گدای آمدنت
دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند
هنوز حال و هوایی که داشتم دارم
به سینه سوزو نوایی که داشتم دارم
برای درک حضور تو ای گل نرگس
هنوزسعی وصفایی که داشتم دارم
بایدکه به یاریش علم برداریم
ازسینه اوغصه و غم برداریم
در راه ظهور گل زهرا باید
اندازه وسع خود قدم براریم
سید مجتبی شجاع
آقا بنگر سوختن یکدله ها را
سر برده فراق تو دگر حوصله ها را
ما گم شده ی بادیه ی داغ فراقیم
در پای طلب ها بنگر آبله ها را
از هرچه دلگرمیست, دستانت مرا بس
اقلیم روح انگیز چشمانت مرا بس
دشتی سراسر یاسمن در سینه داری
گل بوته هایِ دشت و دامانت مرا بس
تقصیر کیست این همه مدت که نیستی ؟
تقصیر کیست در پس غیبت تو زیستی ؟
می ریزد آبروی من آن لحظه که ملک
می آورد به محضر پاک تو لیستی