شعر مناجات

شعر مناجات با خدا

از نارفیق ها خبری هم بگیر دوست
گاهی همین, قشنگترین شکل گفت و گوست

کارم رسیده است به یک مو کمک کنید
بگذارسینه شرح دهدآنچه موبه موست

شعر مناجات با سیدالشهدا (ع)

خوب است روضه روضه ی ارباب بهتر است
از این جهت که گریه کُنِ روضه مادر است

باید که طفل اشک بیاید به گونه ام
وقتی که پلک , دست به سینه دم در است

شعر مناجات امام زمان(عج)

عاقبت دردم دوا خواهد گرفت
دست تو دست مرا خواهد گرفت

هر شب “اللهم عجل…” خوانده ام
روزی آخر این دعا خواهد گرفت

آن جمعه ای که روزظهورتو میشود

آن جمعه ای که روزظهورتو میشود

دلهای ما سراچه ی نور تو میشود

گرد و غبارجاده ی دل را گرفته ام

روزی  دلم  مسیر عبور تو میشود

رو می کنم به روی شما جور دیگری

رو می کنم به روی شما جور دیگری

شاید نظر کنی تو به ما جور دیگری

شب های جمعه روضه ما را شما بخوان

ما را ببر به کرببلا جور دیگری

این زخم قدیمی زتو پنهان شدنی نیست

این زخم قدیمی زتو پنهان شدنی نیست

این زلف گره خورده پریشان شدنی نیست

از بعد تو برکت ز مزارع همه رفته ست

چون گندم ری,گندم ما نان شدنی نیست

دوش دیدم از لبت پیمانه حاجت می گرفت

دوش دیدم از لبت پیمانه حاجت می گرفت
از شراب کهنه ات میخانه حاجت می گرفت

عاشقی در گریه می زد حرفهایش را به تو
سرخوشی با نعره ی مستانه حاجت می گرفت

سفره ها جمع شد و چیزی به ما ها نرسید

سفره ها جمع شد و چیزی به ما ها نرسید

چقدر سخت مناجات کنم با “نرسید”

جمعه ها از پس هم در گذرند “آقاجان”

شاید این نوکرتو مرد و به فردا نرسید

وقت خوش دعا شده , دست مرا بگیر

وقت خوش دعا شده , دست مرا بگیر
درهای خیر وا شده دست مرا بگیر
کرده جواب هر کس و ناکس مرا خدا
این درد بی دوا شده , دست مرا بگیر

یادت دلیل گریه‌ی پنهانی من است

یادت دلیل گریه‌ی پنهانی من است

نامت انیس این دل زندانی من است

نـیمه شب آمدم که نبینی رخ مرا

بـار‌  گناه  علت  پـنهانی  من است

بی وفا بودم و حالا تو وفاداری کن

بی وفا بودم و حالا تو وفاداری کن

نفْسِ من برده به تبعید مرا کاری کن

نیمه شب رفته و بارم سرِ دوشم مانده

خم شده پشتم از این بار, خریداری کن

من را سحر برای خودت انتخاب کن

من را سحر برای خودت انتخاب کن

با توبه آمدم روی من هم حساب کن

طومار جرم من نکند رو کنی به حشر

ستار باش و پرده بپوشان, حجاب کن

دکمه بازگشت به بالا