شعر میلاد امام حسین

عزیزم حسین

دو چشمت انگبین‌جوشان و لب‌هایت فرات‌آور
چراغت راه‌گستر ، کشتی نوحت نجات‌آور

قلم باید شوند اشجار در ثبت دمی از تو
برای لیقه‌ی کتّاب ، دریاها دوات‌آور

یا سیٌدَ الغریب

ناقابلی‌ست سر که سرِ دار می‌بریم
سر داده‌ایم و از همه دلدادگان سریم

«تقدیمِ جان» و «دادن خون» و «نثار سر» …
ما ناز یار را به همین شیوه می‌خریم

رحمت ارباب

هرکس سخن ز رحمت ارباب می کند

تصویری از صفات خدا قاب می کند

کلب سرای او گشتن چیز دیگریست

لطفش وجود سگ را کمیاب می کند

شمسُ الضُّحا

ای دل زمان هجـر به پایان رسیده است
دور وصال حضرت جانان رسیده است

گُل کرده طبع طوطی اشعار من که باز
فیض جمال گُل به گُلستان رسیده است

فطرس

تو آمدی زمین و زمان بیقرار شد
توحید در نهایتِ خود آشکار شد
با روی کار آمدن رویت,آفتاب؛
از کار سَروَری جهان برکنار شد

شعر ولادت امام حسین (ع)

هُرمت گرفت و شعله ی هیزم شروع شد
دریا تو را که دید تلاطم شروع شد
تاب و تبت رسید به مردم شروع شد
باران گرفت و عطر ترنم شروع شد

مدح ارباب

 هر شاعری  که  مدح و ثنایت شروع کرد

اول زعشق کرب و بلایت شروع کرد

روز ازل گریه برای تو را نخست

زینب خدای عشق و وفایت  شروع کرد

دکمه بازگشت به بالا