زهرا که دارد جلوه ی پیغمبران را
کرده مُنور با قدم هایش جهان را
حتما خدا میخواست با میلادِ زهرا
ارزانی خلقش کند گنج نهان را
زهرا که دارد جلوه ی پیغمبران را
کرده مُنور با قدم هایش جهان را
حتما خدا میخواست با میلادِ زهرا
ارزانی خلقش کند گنج نهان را
در شب میلاد تو حال و هوایم دیدنی ست
ذکر مادر مادر و شور و نوایم دیدنی است
دوستم داری که دعوت کردی ام در این حرم
پس تماشا کن ببین عشق و صفایم دیدنیست
امشب که به یمن یار دلها خنک است
بشنو سخن مرا،سراسر نمک است
انگور نجف اگر چه در طعم تک است..
با سیب حجاز جلوه اش مشترک است!
عشق ای آتش حیرانی ما
شانهای کش به پریشانی ما
ما در اندیشهی گیسوی توایم
داشت حق بی سرو سامانی ما
حوریه،انسیه و زهره ی طه،زهرا
کفو حیدر شده و ام ابیها،زهرا
ای کریمه تویی امید گداها، زهرا
ذکر ما در همه اوقات علی یا زهرا
از ساق عرش رایحهی کوثر آمده است
نور خدا به خانهی پیغمبر آمده است
مرضیه ای که راضیه و کوثر و بتول
صدیقه و مطهره و اطهر آمده است
هزاران سال نوری قبلِ خلقت خلق شد زهرا
هزاران سال قبل از مریم و آسیه و حوّا
نفهمیدیم انسان است یا انسیه الحورا
علی شد “باءِ” بسم اللهُ و زهرا “نونِ” اعطینا
رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را
تا خلق کند حوری انسانی خود را
ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد
بر خاک قدم های تو پیشانی خود را
ای خلایق؛ مادرِ خلقت به دنیا آمده
دخترِ پیغمبرِ(ص) رحمت به دنیا آمده
آمده ناموسِ مولانا أمیرالمؤمنین(ع)
در حقیقت همسرِ غیرت به دنیا آمده
شب تولد زینب بلند شو مادر
به جان دخترت امشب بلند شو مادر
شب تولد زینب دعای مرگ مکن
بیاو خانه مهیا برای مرگ مکن
شب تولد زینب بخند مادر جان
دو پلک زخمی خود را مبند مادر جان
شب تولد زینب نفس بکش مادر
بیا ز دست اجل دست پس بکش مادر
شب تولد من مثل شمع میسوزی
به جای طفل به تابوت چشم می دوزی
فدای آنهمه احساس مادرانه تو
شب تولد زینب کجاست شانه تو
شب تولد من تیر می کشد پهلوت
شب تولد من درد می کند بازوت
شب تولد من دست من کفن دادی
به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی
محسن عرب خالقی
غرق نور است خانهی مولا
بیقرار است همسر زهرا
شوق دیدار دختر اول
جلوهی آیه های اعطینا
و خدا خواست جلال نبوی جلوه کند
و بیاید به زمین نور علی جلوه کند
و خدا باز به زهرا و علی کوثر داد
سوره مریمی از سوره پیغمبر داد