موسی علیمرادی

یا جوادالائمه(ع)

عاشق همیشه خانه اش بر دوش باد است
آواره معشوق خود در هر بلاد است
هر سو برایش جلوه ای از روی دلدار
اما نداند دل کجا از دست داده است

یا امام هادی(ع)

شب بود قبله جا نمازی سوی او داشت
کعبه برای دیدن رویش وضو داشت

رشک ملک بود آن حصیر زیر پایش
هر شب خدا مشتاق صوت ربنایش

ای تمام مادران قربان تو نا مادری

ای که بر دامان مهرت ماه را می پروری
آسمان را زیر دین چشم هایت می بری
درمقاماتت همین بس انتخاب حیدری
تو همان روح زلال از چشمه سار کوثری

گفت مادر کیست گفتم آنکه چون او نیست نیست
آنکه با نامش تبسم روی لب‌هایم گریست

گفت مادر کیست گفتم غم به شکل آدمی
مرهم هر زخم اما خود ندارد مرهمی

غربت دلدار

در پیش من از غربت دلدار مگویید
از مرگ سخن در بر بیمار مگویید

من زار نگشتم که علی زار بماند
از بی کسی یار به آزار مگویید

بی بی جانم

پس از تو اهل خانه چون پریشانی کیسوها
نمی‌آیند گرد هم مگر با گریه آهو ها

شبیه غنچه‌ها در خود پس از تو معتکف هستند
نمی‌آید دگر سرها برون از روی زانوها

راه عشق

یا علی گفتیم و راه عشق را پیموده ایم
در پناه بیرق آل علی آسوده ایم
سربه روی خاک پای آل زهرا سود ه ایم
از همان بدو تولد سامرایی بوده ایم

رفتی و آب شدنم رو ندیدی

رفتی و آب شدنم رو ندیدی
بابا بی تاب شدنم رو ندیدی
چشم زخمیم دیگه رو هم نمیاد
شبا بی خواب شدنم روندیدی

یا مظلوم

بین میدان تا غریبی تو را نظاره کرد
چون گریبان آن گلوی نازکش را پاره کرد

بس که خون غیرتش از غربتت آمد به جوش
همچو فریاد از گلویش خون او فواره کرد

غنچه ای لب تشنه

از تمام لاله های کاروان
غنچه ای لب تشنه ماند و باغبان

غنچه‌ای که برگ او خشکیده بود
نسخه‌اش را تشنگی پیچیده بود

پناه من

در روضه تو پناه دارم
اینجا به بهشت راه دارم

از سوی همه رانده شدم من
ردم نکنی گناه دارم

رو دوشم غم تموم عالمه

رو دوشم غم تموم عالمه
واسه این غم بمیرم بازم کمه
حالا من چطور به روت نگا کنم
بردن ابرومو پیش فاطمه

دکمه بازگشت به بالا