حسن لطفی

سلام ای علی دوم حسین علی

دل از خدا نَبَرد کس مگر علی باشد
و بر شکوهِ محمد نگر علی باشد

حقیقت است که زهرا چنان علی شده که..
..برای فاطمه نام دگر علی باشد

که السلام علیک الامیر یاعباس

ازل نوشت خدا تا ابد علی باشد
که موج موج علی‌و جذر و مد علی باشد

میان هولِ قیامت قیامتی باشی
اگر به روی لبانت مدد علی باشد

حی علی العشق حسین

چون ابر به هر باد پریشانم از این عشق
چون باد رها‌..‌. بی سر و سامانم از این عشق
چون برگ به دستِ تبِ طوفانم از این عشق
بی چتر تهِ کوچه‌ی بارانم از این عشق

همیشه دارم از مادر غمِ موسی ابن جعفر را

همیشه دارم از مادر غمِ موسی ابن جعفر را
دم باب الحوائج را دمِ موسی ابن جعفر را

سلیمان با همه حسرت ضریحش در بغل دارد
که می‌بیند گدای بی غمِ موسی ابن جعفر را

واویلا

قیام کرد ولی ساق پا به هم پیچید
کشید ناله و عرش خدا به هم پیچید

دوید درد به جانش میان سلولش
صدای آه رضا جان رضا، به هم پیچید

سالار زینب(س)

کنارت حسرتِ مُردن برام موند
پس از تو خنده‌ی دشمن برام موند
حسین، انصافه که از شش برادر
فقط یک تکه پیراهن برام موند

یا امیرالمومنین علی (ع)

لبِ چاک چاکم امشب هوس شراب دارد
چه‌کنم که گفت ساقی همه جا حساب دارد
من و برکه‌ای که در خود رخ آفتاب دارد
ببر امشبم از اینجا به نجف ، ثواب دارد

هرچه بادا باد عشق

ما دهِ ویرانه‌ایم و خانه‌ی آباد عشق
هرچه بادا باد یار و هرچه بادا باد عشق
شعله و پروانه و خاکسترِ بر باد عشق
داد عشق و یاد عشق و هرچه در فریاد عشق

یا مظلوم

از این حرم نفسِ مستجاب را ببرید
هزار فیض، هزاران جواب را ببرید

دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
دعای حضرت عالیجناب را ببرید

شادیِ علی شادی زهراست مبارک

ای عشق بیا صاف نما باده‌ی ما را
بر باد بده این سر اُفتاده‌ی ما را
تا قلب مدینه برسان جاده‌ی ما را

صد شور در این بزم مهیاست مبارک
شادیِ علی شادی زهراست مبارک

یا زهرا(س)

عشق ای آتش حیرانی ما
شانه‌ای کش به پریشانی ما

ما در اندیشه‌ی گیسوی توایم
داشت حق بی سرو سامانی ما

یا اُم‌البنین(س)

مادرِ اندوه‌ها بی‌بیِ غم اُم‌البنین
بی نفس بی همنفس ای بی حرم اُم‌البنین

ما گرفتاریم اما از گرفتاری چه غم
تا تو را داریم در هر بیش و کم اُم‌البنین

دکمه بازگشت به بالا