دل به طوفان زدم, بدون حساب
باده پنهان زدم, بدون حساب
بی حساب و کتاب بخشیدم
به خلایق ثواب بخشیدم
دل به طوفان زدم, بدون حساب
باده پنهان زدم, بدون حساب
بی حساب و کتاب بخشیدم
به خلایق ثواب بخشیدم
امام حسین علیه السلام
ببینید گیسوی پُر تابِ ما را
ببینید جوش می ناب ما را
ببینید ماه جهانتاب ما را
ببینید لبخند ارباب ما را
ما که هستیم ؟ انتخابِ حسین
از دعاهایِ مستجابِ حسین
گَردِ راهی در آفتابِ حسین
پرِ کاهی در التهابِ حسین
گِلی از خاکِ بوترابِ حسین
ما که هستیم ؟ یک صواب حسین
حال و هوای امشب من فرق می کند
تب کرده ام ولی تب من فرق می کند
از این به بـعد مذهب من فرق می کند
شعـر و سـرود بر لب من فرق می کند
دامن فاطمه گلزار محبت شده است
شب میلاد اَبـَر مرد کرامت شده است
پسری آمده از نسل پیمبر که بشر ….
هر کجا رفته از این معجزه صحبت شده است
دوباره مطلع شعرم شده امام حسین
شروع شد غزلم باز هم بنام حسین
غلام خانه ارباب ما ابالفضل است
منم غلام ابالفضل منم غلام حسین
از من گرفته طاقت و صبر و قرار, لب
شهر مدینه منتظر انفجار , لب
پا بر زمین گذاشت , نبی سجده اش گرفت
یعنی که زعفران دهن است و انار لب
دل را نبوده در ره عشقت ملال کم
از بس به ذات توست مسیر وصال کم
هر قدر هم که مادح و شاعر شود زیاد
نشنیده باز گوش تو الفاظ لال کم
شوری میان این دل دیوانه پا گرفت
بیچاره ای به لطف تو نان و نوا گرفتد
من عاقبت بخیر شدم , عاقبت بخیر
در گاهواره بودم و چشمت مرا گرفت
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون
هرکسی دیوانه تر السابقون السابقون
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم حسین
عاقلان دانند لکن اکثرا لایعقلون
هُرمت گرفت و شعله ی هیزم شروع شد
دریا تو را که دید تلاطم شروع شد
تاب و تبت رسید به مردم شروع شد
باران گرفت و عطر ترنم شروع شد
بی خبر از تمامِ رویاها
بی خبر از شروعِ فرداها
به کسی رو نزد دلِ ماها
بیخیال تمامِ دنیاها…