شعر ولادت حضرت رقيه (س)

شعر ولادت حضرت رقیه‌ (س)

او را زجنس نور خدا افریده است
اصلا مپرس کی و کجا افریده است
لیلای خانواده خورشید زاده ها
ممنونم از خدا که تو را افریده است

شعر ولادت حضرت رقیه(س)

حسّی از عشق فراتر متولّد شده است
نـور در قالب اَختر متولد شده است

جبرئیل آیه ی تطهیر نخواند عجب است
ماه بانوی مُـطهّر متولّد شده است

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

دور سرش پر میزند شوق پرستوها
مجذوب نورش میشوند از دور آهوها
از این بغل در آن بغل مابین بانوها
وقتی به هم میخورد در دستش النگوها

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

با طعم خنده های تو دنیا از این به بعد
نشناخت فصل فصل سر از پا از این به بعد

ای خوش به حال اهل مدینه که شد عیان
در چهره ی تو حضرت زهرا از این به بعد

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

ای رونق فصل بهار أُمِّ إِسحاق
ای دلخوشی روزگار أُمِّ إِسحاق
تو فرق داری با همه , از دار دنیا
تنها تویی دار و ندار أُمِّ إِسحاق

شعر مدح و ولادت حضرت رقیه (س)

بوی گل در همۀ ارض و سما پیچیده

بازهم باغ جنان جامه نو پوشیده

دست مولاست به این سفره نمک پاشیده

در کویر دل من باز گلی روئیده

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

سوره کوثرِ امام حسین

جلوه مادرِ امام حسین

نمکِ لشگرِ امام حسین

نازنین دخترِ امام حسین

شعر ولادت نازدانه کربلا

دختری آمد از قبیله ی عشق
نذر راهش سبد سبد احساس
عالمی غرق شور لبخندش
کاشف الکرب حضرت عباس

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

یک جلوه کرد نور منور درست شد
نورش تلالو کرد , که گوهر درست شد
از گرد و خاک مقدم او زر درست شد
بهر ثناش این همه منبر درست شد

شعر مدح و ولادت حضرت رقیه (س)

سلام ما به حضور مطهّرت خاتون

درود , دختر ارباب عشق و زیبائی

سلام روشنی چشمهای ثارالله

درود آبی بی انتهای دریائی

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

روزی که آمد دست و پا گم کرد تقویم
واشـد لبِ هـور و مـَلـَک تنها به تکـریم

از ماه و روز و ساعت و سالش نگفتند
گـفتـند زهـرا آمـده گفتـیم … تسـلیم

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

بهار , رویشِ او را به صحنِ گلها خواند
نسیم , آمدنش را به گوشِ دریا خواند

شبی که آمد و گُل شد سپیده می‌بارید
فرشته بر قدمِ نو رسیده می‌بارید

دکمه بازگشت به بالا