شعر ولادت اهل بيت (ع)

سفره‌ی جودِ امامِ کاظم است

باب حاجات است و لطفش دائم است
حب او در روز محشر لازم است

حضرت جبریل هم ریزه خورِ…
سفره‌ی جودِ امامِ کاظم است

بالحوائج

روز نخست مُشتِ غباری فرشته‌ها
بُردند با نسیمِ بهاری فرشته‌ها
قدری هم از طُفیلِ نگاری فرشته‌ها
قدری هم از گلاب دیاری فرشته‌ها

برداشتند و آب و گل ما درست شد
گفتند یاعلی و دل ما درست شد

یا موسی ابن جعفر(ع)

کلامش واژه واژه خط به خط مثل پیمبر بود
به وقت خطبه خوانی روی منبر نیزحیدر بود

چنان آئینه‌ی « والکاظمین الغیظ» شد حلمش
که در خندیدنش آیات رحمانی مصور بود

بابِ حاجات

بی‌عصا معجزه کُن حضرتِ موسایِ حرم
گوشه‌چشمی که شوم سینه‌یِ سینایِ حرم
با نگاهی برسانم به تماشایِ حرم
که دلم تنگ شده تنگِ سحرهایِ حرم

حضرت موسی بن جعفر(ع)

ما خاکِ پایِ حضرت موسی بن جعفریم
اصلا برایِ حضرت موسی بن جعفریم

ایرانِ ماست،خطّه‌ی اولادِ اطهرش
یعنی گدایِ حضرت موسی بن جعفریم

در رتبه همچو مریم و حوا و هاجر

در رتبه همچو مریم و حوا و هاجر است
بلکه از این زنان نکو نام برتر است

این آینه ، که همنفس صبح صادق است
این آفتاب ، مادر موسی بن جعفر است

نور محض علی الدوام

آن کسانی که باورم دارند
سائل اما زر و دِرَم دارند
دوستان فقیر من، غنی اند
دیده بر صاحب کرم دارند

حضرتِ شاهِ خراسان

خدا وقتی به جسمَش ریخت در روز ازل جان را
به قلبم داد عشقِ حضرتِ شاهِ خراسان را

دمید از ذره ذره روح خود بر ضامنِ آهو
وَ این یعنی ضمانت کن پس از این هر پریشان را

تولّای رضا(ع)

کاش ای سالک، مسیرِ حق روی
مَردِ رَه گَردی، اسیرِ حق شوی

سِرّ توحیدی، ولای مرتضاست
شَرطِ توحیدی، تولّای رضاست

شهنشاه و مولای طوس

چه زیباست غرق رهایی شدن
رها در حریم خدایی شدن

در آغوش پروانه ها پر زدن
شبیه کبوتر، هوایی شدن

جانم رضا(ع)

چشم خود را بستم و دیدم حرم را بازهم
احترام خادمانِ محترم را بازهم

بین من با تو فقط یک چشم بستن فاصله‌است
احتیاجی نیست بردارم قدم را بازهم

یا علی ابن موسی الرضا(ع)

مانده ام مثل کجا می شده ایران بی تو
یا چه ویران کده ای بود خراسان بی تو

مردم ما به کسی غیر تو حاجت نبرند
نزد این طایفه هیچ اند کریمان بی تو

دکمه بازگشت به بالا