شعر ولادت اهل بيت (ع)

شعر ولادت امام عسکری ع

بر آخر الف قامت تو مَد آمد
بلند خنده بزن آن بلند قد آمد

کتاب اشک گرفتم به دست خود اما
تفٲلی زدم امشب به گریه,بد آمد

بیشتر بخوانید »

نذر نگاهت

سرمان گرمِ عطش بود , که باران آمد
ابر رحمت به سر خاک بیابان آمد
کنج این خلوتِ سرمازده می‌لرزیدیم
که نگاه تو به امداد زمستان آمدبیشتر بخوانید »

مهتابِ ایمان

وقتی تماشا می کنم آئینه ها را
اِنگار می بینم کـمالِ کـِبریا را

حس می کنم خورشید را در این حوالی
حس می کنم در این حرم لطفِ خدا رابیشتر بخوانید »

مولود خانه‌ی زهرا

مسیر شهر مدینه ستاره باران بود
و کوچه کوچه‌ی این راه, ریسه بندان بود

مُقَّربان الهی به صف شده بودند
هوای مستی و عاشق شدن نمایان بودبیشتر بخوانید »

ابن الرضای سوم

کم گفتن از مقام کریمان درست نیست
غافل شدن زحرمت آنان درست نیست
وقتی که سقف روی سر ما کشیده اند
ماندن به زیر بارش باران درست نیستبیشتر بخوانید »

پسر حیدر

خبری آمده که نوبت محشر شده باز
خبری آمده که دوره غم سر شده باز
خبر از معجزه سوره کوثر شده باز
خبری آمده که فاطمه مادر شده بازبیشتر بخوانید »

احسان کریم

چشم ما تنها فقط باشد به دستان کریم
لب نباید زد در این عالم به جز نان کریم

پس حسن آمد که ما را سائل این در کند
بیشتر از انتظار ماست,احسان کریم

بیشتر بخوانید »

ای منتهای عشقِ خدا

جان میدهم فقط و فقط پای سامرا

زاده شدم به شوق تمنّای سامرا

دیگر نیازمند کسی نیستم که من

هستم گدای دست تو آقای سامرا

بیشتر بخوانید »

جانِ ما حسن است

زمین شدیم ولی آسمانِ ما حسن است
کرانه‌ایم ولی بی کرانِ ماحسن است
گره گره همه اما امانِ ما حسن است
پُر از حسن لبِ ما نوشِ جانِ ما حسن است
بیشتر بخوانید »

نور عشق و امید

آسمان در طلوع یک خورشید

می کند روزهای خود تمدید

این چه نوریست در افق پیدا

این چه نوریست نور عشق و امید

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن