شراب کهنه از این جامهای باده جداست
برای مستیِ ما خُمِّ سرگشاده جداست
فشردهایم از انگورهای روی ضریح
که حالِ عاشقِ رو بر تو ایستاده جداست
شراب کهنه از این جامهای باده جداست
برای مستیِ ما خُمِّ سرگشاده جداست
فشردهایم از انگورهای روی ضریح
که حالِ عاشقِ رو بر تو ایستاده جداست
مِهر او فانوسها را ماه تابان میکند
شمع بزمش کار خورشید فروزان میکند
این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است
روزبه را با گل لبخند، سلمان میکند
همه رعیت همه سائل تو شاهنشاه و سلطانی
علیِ دوم زهرا ز ما رو برنگردانی
کرامت کردنت بوده همیشه نقل محفل ها
همیشه دوستت دارم چه پیدا و چه پنهانی
موسیقی عُشّاق دفش فرق ندارد
دلداده که حُزن و شعفش فرق ندارد
دل؛ تُنگ بلوریست پُر از عشق به سادات
یک دایره که هر طرفش فرق ندارد
دل ما خورده گره بر ورق دفتر عشق
درس ها یاد گرفتیم از این منبر عشق
کسب تکلیف نمودیم اگر از در عشق
عشقمان بوده بمانیم فقط محضر عشق
ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین
جان جهان فدای تو با زین العابدین
ای جلوه عبادت آل عبا سلام
وی نور دیدگان رسول خدا سلام
دل از خدا نَبَرد کس مگر علی باشد
و بر شکوهِ محمد نگر علی باشد
حقیقت است که زهرا چنان علی شده که..
..برای فاطمه نام دگر علی باشد
ازل نوشت خدا تا ابد علی باشد
که موج موج علیو جذر و مد علی باشد
میان هولِ قیامت قیامتی باشی
اگر به روی لبانت مدد علی باشد
تا روز محشر پرچم بالا اباالفضل
بعد از علی اسطوره ی یل ها ابالفضل
زیباترین ماه بنی الزهرا اباالفضل
لا کاشف الکرب الحسین الا اباالفضل
نظری کن فضا مُعَطَّر شد
شب لبخند ماه و اَختَر شد
ز عنایات حضرت سبحان
بار دیگر چنین مُقَدَّر شد
غیرت شیعه هنوز از جنم عباس است
تکیه گاه دل دنیا علم عباس است
در جهانی که سیاهی شده رنگِ هر روز
روشنیِ دل ما، اشک غم عباس است
آواز عشق از لبِ گیتی شنیده شد
دریا به سمت پهنه ی ساحل کشیده شد
خورشید در کرانهی پُر نور دیده شد
ماهِ قبیله در دل شب..،آفریده شد