شعر ولادت اهل بيت (ع)

حضرت خورشید

دوباره مطلع اشعار من “علی جان” است
چکیده ی من و طومار من “علی جان” است
به دانه دانه ی تسبیح کربلا سوگند
که بهترین گلِ اذکار من “علی جان” است

بیشتر بخوانید »

جلوه‌ای از جبروت

جلوه‌ای از جبروت آوردند
سوره‌ای از ملکوت آوردند

اَبری از جنسِ بهار و باران
به سرِ این بَرَهوت آوردند

بیشتر بخوانید »

خلوتگاهِ طور سامرا

سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا
قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا

می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود
با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا

بیشتر بخوانید »

حضرت عشق

نوبت عشق است و کاروبار حرام است
هرچه بجز گفتن از نگار حرام است
جبر تو گر هست اختیار حرام است
محضر خورشید سایه سار حرام است

بیشتر بخوانید »

یا امام هادی(ع)

ای هدایت را به معنا جلوه گر
وی امامت از وجودت مفتخر
ای زنسل راد مردی و شرف
ای علی دیگر شاه نجف
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام رضا (ع)

ماه را در شب هجران برسانید فقط
مژده ای در دل طوفان برسانید فقط
به کویری که ندیده است به خود برگ و بری
خبر از بارش باران برسانید فقط
بیشتر بخوانید »

علی ابن موسی الرضا

کلامش نور ، فعلش خیر ، نامش دلنشین باشد
دلیل عالم ایجاد باید اینچنین باشد
یکی از معجزات حضرت موسی بن جعفر اوست
علی سوم و دست خدا در آستین باشد
بیشتر بخوانید »

یا غریب الغربا

حرم، ورودیِ بابُ الجواد یادت هست؟
گلایه و غم و دردِ زیاد ، یادت هست؟
دعای اینکه “خودش هرچه داد…” یادت هست؟
صدای “پیرزنِ بیسواد” یادت هست؟

بیشتر بخوانید »

یا علی موسی الرضا

اگر می‌تراود زِ لبها علی
اگر نعره دارم سراپا علی
ندارد دلم قبله الا علی
که دیدم خدا را فقط با علی
خدا عالی است و مُعَلیٰ علی

بیشتر بخوانید »

زیر سایه گنبد

شکر خدا که باز طبیب آفریده اند
یک نام آشنای غریب آفریده اند
صدها هزار نوکر دربستْ محضرش
ما را تمام ابن شبیب آفریده اند

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن