شعر گودال قتلگاه

سالار زینب(س)

رفتن برای تو شد و ماندن برای من
بالای نی برای تو ، شیون برای من

هجده سر بریده از الان مال تو
هشتاد و چار دخترک و زن برای من

باران سنگ کاش نیاید به سوی تو
یک شهر تازیانهٔ دشمن برای من

خاکستر از حوالیِ روی تو دور باد
افتاد اگر که شعله به خرمن برای من

من قول داده ام بروم هر کجا تویی
در ماتمِ فراق تو مردن برای من

بر من بتاب ، نور دل دیده ام حسین
با نایِ بوتراب شکفتن برای من

حامد آقایی

برچسب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

با این شرایط موافق هستید.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن