شعر ولادت امام زمان (عج)

عریضه

 

عریضه های مرا دست چاه ها دادند

همان دغل صفتان که قبیله ی بادند

تو در فراق خودت می نشینی و آنها

تمام مردم ده را به قم فرستادند

برای دیدن گلدسته های طولانی

و عرض و طول زمینی که صحن ابعادند

و پول ها همه وقف نبودن تو شده

برای این دو , سه گنبد بدون تو شادند

نیامدی و تو را می کشند نادیده

نیا …  برای تو فکر مزارافتادند

گناه می رسد از صبح نیمه ی شعبان

به فکر شیرینی شام صبح میلادند

حلال ها همه حرمت شدند در هجرت

حرام ها همه جایز به حکم ارشادند

حجاب ها نخ تسبیح جمکران شده اند

و دانه ها همه از بند ذکر آزادند

دروغ می رسد ایاک النستعین بر لب

تمام فکر کمک از گروه امدادند

چقدر سیصد و اندی گروه ما داریم

مجله ها همه در فکر چاپ اعدادند

عریضه های من آقا به دستتان نرسید ؟؟

عریضه های مرا دست چاه ها دادند

 مجتبی کرمی

 

برچسب‌ها

یک دیدگاه

  1. سلام
    شعر خیلی سیاه نمایی داشت
    شاید دل شاعر پر باشد اما اینطور همه را بد کردن و خود را مبرا دانستن خوب نیست
    خصوصا نگاه بد و منفی به مسجد مقدس جمکران و تولیتش خیلی تو ذوق می زند
    اندکی خوش بینی بد نیست
    خصوصا برای نشان دادن انتظار لازم نیست همه را بکوبیم تا خودمان را خوب نشان دهیم
    بلکه بهتر است از انتظار مثبت حرف بزنید حالا کنارش هم نقدی بود بدون سیاه نمایی مطرح شود بد نیست.
    یا علی


    حدیث اشک :
    سلام و عرض ادب

    هرگونه برداشت از شعر آزاد است …

    به آقای کرمی پیام دهید .

    یا علی مدد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

با این شرایط موافق هستید.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن