شعر ولادت حضرت عباس (ع)

یا ابوفاضل

شروع شد غزلم بسمه تعالی دست
تو دستگیر جهانی تو ای معلا دست

شبیه مرقدم اینجا دلم مثال ضریح
سر است گنبدو گلدسته هاست دوتادست

دو دست داده برای رضای حق عباس
دخیل دامنش حالا شده ست صدها دست

کفیل زینب و ذخر الحسین،ابالفضل ست
همیشه قبل برادر،برادر آمادست

به بیت فاطمه باشد دوتا مسیحا دم
به بیت ام بنین یک نفر مسیحا دست

نیامده احدی روی دست این سقا
اگر چه آمده بسیار دست بالا دست

وَ دست اوست پناه تمامیه عالم
بدین سبب زده روی علم مُطلا دست

تمام آرزوی نوکرش همین باشد
به روز حشر گذارد به دست مولا دست

به یمنه ی رزق ال…، را برای او گفتند
بگیر دامن او را مَبَر به هرجا دست

به بال می رود آخر به عرش جبراییل
رسید عرش معلا ولیکن او با دست

به چشم و دست و سر و تن به ما نشان داده
حسین فاطمه تنها هدف در این جادست
(جاده است)

خدای ارمنیان و مقلدش عیسی ست
سزاست گر بزند سر در کلیسا دست

نکرده رد احدی را به جز امان نامه
که دست داده و اما نداد سقا دست

رسید ماه قبیله رسید با مشکش
کنار علقمه میزد به رود دریا دست

دو دست شد قلم و شد دو چشم او جوهر
چه فایده چه نویسد ندارد آقا دست

شده ست دست به دامن،به دامن دستش
رسد به خیمه ی اصغر نیفتد از پادست

نبود مادر سقا ندید ام بنین
که از عمود چه حالی دهد به سقا دست

رسید فاطمه آنجا به جای ام بنین
چه حال پر محنی میدهد به زهرا دست

بدون دست فرود آمده علمدرای
چقدر فایده دارد در این بلندا دست

حسین مانده و یک قامت شکسته شده
صدای خنده و سوت و صدای اعدا،دست

حسین مانده و زن های بی پناه حرم
خدا نکرده نیاید به سمت زن ها دست

 سید حسین صمدی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا