جانم رقیه(س)
همچو نی در گلو نوای منی
پس همان شور نینوای منی
کربلا با تو ابرو دارد
در دمشقی و کربلای منی
من مریض تو ام چه شیرین است
هم طبیبی و هم دوای منی
به رقیه الهنا العفو
تو مناجات و ربنای منی
خواب دیدم برای تو مُردم
بهترین وجه انتهای منی
از خدا من تو را طلب کردم
تو همان حاجت روای منی
دختری تو عزیز بابایی
تو دقیقا شبیه زهرایی
دختری از تبار آیینه
بی ریا و زلال و بی کینه
هر که باشد مرید این دختر
کارو بارش همیشه تضمینه
سفره ی یا رقیه مادر
به غم و درد وغصه، تسکینه
او عزیز قدیم الاحسان است
جود و احسان اوست دیرینه
از قدومش حسین خندان شد
خنداهایش چقدر شیرینه
زینب امشب دوباره مادر را
در نگاه رقیه میبینه
آسمان زیر پای او جاری…
تا به دوش عموش میشینه
یاد ریحانه را کند زنده
گیردش تا حسین بر سینه
بر زمین حور العین آمده است
اشف صدر الحسین آمده است
همه قربان او گداها هم
مریم و هاجر و زلیخا هم
نیمی از روی او شبیه حسین
نیم دیگر شبیه زهرا هم
علی اکبر فدای رخسارش
پسر مجتبی و سقا هم
محرمان حرم کنیزانش
شهر بانو و ام لیلا هم
صف کشیدند بهر دیدارش
ملک و انس و جن و حورا هم
نفسش زنده میکند دل را
به فدای دمش مسیحا هم
مثل عباس باب حاجات است
نه که امروز بلکه فردا هم
دست من را بگیرد از کرمش
دل من پر کشیده تا حرمش
او رسیده که دلبری بکند
بهر ارباب دختری بکند
وارث فاطمه است پس به حسین
آمده تا که مادری بکند
آمده مثل مادرش زهرا
از کرم ذره پروری بکند
خوش به حال تمام عشاقش
صبح محشر چه محشری بکند
دست آل امیه را رو کرد
کربلا او پیمبری بکند
لعن آل امیه را عشق است
پرچم یا رقیه را عشق است
محمد قانع