شعر ولادت حضرت عباس (ع)

دل به دستت می‌سپارم

دل به دستت می‌سپارم ای «امانت‌دارْدست»
خاکِ پایت می‌شوم، می‌شویم از اغیار دست

امتحان کن تا ببینی مرگِ یک دلداده را
پا بکش از خانه‌ی دل، از سرم بردار دست

جانِ بر لب می‌رسد آخر به پابوست، اگر …
وقتِ جان دادن نگه دارند یک مقدار دست

تازه می‌فهمم گرفتی بارها دستِ مرا
لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار دست

قیمتِ پابوسی تو هر چه باشد روی چشم
مثلِ وقتی که جدا کردند از زوّار دست

آبروی بی‌خریدارانِ مُفلس را بخر
لابلای زرخریدان روی ما بگذار دست

نوبتِ اعجازِ “یا باب‌َالحَوائج” می‌رسد
تا طبیبان می‌کشند از ماندنِ بیمار دست

دست‌گیرا! روز محشر دستِ ما را هم بگیر
ای که حتی عاقبت می‌گیری از کفار دست

تیربارانِ تنت را اشک‌باران می‌کنم
حالتِ مشکت به چشمم می‌دهد هر بار دست

چشم‌هایت روی دیدارِ برادر را نداشت
با گلابِ اشک، شست از آخرین دیدار دست

 رضا قاسمی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا