رضا قاسمی

شعر ولادت حضرت معصومه (س)

خواهرِ خورشید

صدا صدای تپش‌های قلبِ باران است
که مثل زمزمه‌ی قاریانِ قرآن است
ستاره‌های فلک دانه‌های تسبیح‌اند
دوباره خانه‌ی خورشید، ریسه‌بندان است
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

هیزمِ نمرودها

میان هیزمِ نمرودها «خورشیدْسوزان» بود
خلیل‌الله، بین شعله؛ آتش در گلستان بود

زمین از گریه‌ی نوح‌الائمه غرقِ دریا شد
هوای کشتیِ سُکّانِ دین درگیرِ طوفان بود

بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

پَرم خاکی‌ست

منم کبوتر جلدت؛ ببین پَرم خاکی‌ست !
هوای پَر زدنم در برابرم خاکی‌ست

منم کبوترِ رویای گنبدت؛ اما …
دلی که از حرمت خانه می‌برم خاکی‌ست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

اشکِ من

اشکِ من خیراتیِ روزِ مبادا می‌شود
کاسه‌های شیر، روزی نان و خرما می‌شود

بینِ این شهری که امروز از غمت ماتم‌سراست
در عزایم؛ روزگاری جشن، برپا می‌شود

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

توبه شکستم

همیشه توبه شکستم، ولی زمان دادی
میان روضه‌ی اَمنت به من امان دادی

رفیق‌هام، زمینم زدند، اما تو …
به بال‌های زمین خورده آسمان دادی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

زخمی خاطرات

زخمیِ خاطرات سی ساله
چشم بر قاب آسمان دارد
این محاسن سپیدِ اشک‌آلود
در دلش داغِ یک جوان دارد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

انا الیه الراجعون

کمی نان و نمک خورد و همین شد سهمِ افطارش
نمک می‌خورد بر زخم دلِ از زخم سرشارش
گلویش بود اسیرِ استخوان و خار در چشمش
لبش را می‌گَزید از دردهای «حیدر آزارش»
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

اسم اعظمِ

نازل شده به دفتر ما «حاوسین‌و‌نون»
بارانِ وحی، آمده با حاوسین‌و‌نون
درگیرِ لکنت است، زبانِ فرشتگان
شد «عین‌ و را و شینِ» خدا حاوسین‌و‌نون
بیشتر بخوانید »

شعر وفات حضرت خديجه (س)

اُمُّ‌الْمُؤمِنین

نامش برای حلقه‌ی خاتم نگین است
آن شیرزن که بانی بنیان دین است

نازل شده «کوثر» میان رحل دستش
دامان او «ام‌ابیها» آفرین است

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

رفیقِ راه

به کوره‌راهم و چشمان سر به راه ندارم
چراغ راه، در این جاده‌ی سیاه ندارم

ببین خراب شده هر پلی که پشت سرم بود !
پناه آخر من شو؛ پناهگاه ندارم

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن