شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

ولدی

دل مجنون من امشب سوی میخانه شده ست
مست از جام و می و باده و پیمانه شده ست

عاشق و مست رخ دلبرجانانه شده ست
عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شده ست

آمدی و همه گفتند پیمبر آمد
گل بریزید به پایش علی اکبر آمد

شبه پیغمبری و هیچ نباشد عجبی
به طراوت به حلاوت تو بهار ی، رطبی

اشهد ان علیا ولی الله به لبی
“چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی”

عالم از عشق علی غرق تولا آمد
مژده ای دل که علی اکبر لیلا آمد

بیت لیلا و حسین بن علی غرق شعف
آمد اول علی از نسل شهنشاه نجف

جبرئیل است به لب مدح و به دستانش دف
همه ی حور و ملک غرق شعف صف در صف

کائنات از گل و گلخنده ی او دلشادند
و ملائک همگی غرق مبارکبادند

امشب از لطف خدا داده به ارباب پسر
خاک پایش زر و لعل و قمر و دُرّ و گهر

عجب اندر عجبم می‌شود اینگونه مگر
ها علی بشر کیف بشر یا حیدر

شبه پیغمبر و ثانی علی، فاطمه ذات
برجمال علی اکبر لیلا صلوات

ماه مبهوت رخ ماه دل آرای علی
سرو خم گشته به پای قد و بالای علی

ذوالفقار است خم ابروی زیبای علی
آسمان ریخته اختر به قدم های علی

و زمین زیر قدم های علی میلرزد
یک موی زلف علی بر دو جهان می ارزد

قد و قامت چو قیامت شد و محشر شده بود
کربلا با رجزش عرصه ی خیبر شده بود

او علی بود و خدایی خود حیدر شده بود
زیر پایش پُرِ دست و سپر و سر شده بود

تیغ با شوق به دستان علی رقصان بود
ملک الموت هم از رزم علی حیران بود

بر لب هاشمیون نغمه ی ماشالله
همه گفتند به جنگ آوری اش ایوالله

دائما بود به لب های اباعبدالله
ذکر لاحول و لا قوه الا بالله

تیغ مانند ابوفاضل و حیدر میزد
ضربدر میزد و هر بار دوتا سر میزد

بود کرار و به قلب سپه و لشکر زد
چقَدَر از سپه کافر بی دین سر زد

عاقبت از کف ساقی جنان ساغر زد
یعنی از دست نبی باده ای از کوثر زد

یا علی جان من از این بندگی ام دلشادم
“من از آن روز که در بند توام آزادم”

 جواد کریم زاده

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا