شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

یا علی اکبر(ع)

مِهر او فانوس‌ها را ماه تابان می‌کند
شمع بزمش کار خورشید فروزان می‌کند

این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است
روزبه را با گل لبخند، سلمان می‌کند

ابرویش تشریح بسم‌الله رحمان رحیم
بی‌سخن گفتن لبش تفسیر قرآن می‌کند

از صنوبرها شکوه قامتش دل می‌برد
خواب گندم‌زار را مویش پریشان می‌کند

با دم عیسی اگر مردم مسیحی می‌شدند
چهره‌ی اکبر مسیحی را مسلمان می‌کند

هر که شعری گفت در وصفش ولی لیلا سرود
“من گُلی دارم که عالم را گلستان می‌کند”

یوسف اولاد خاتم بس که دارد منزلت
خاتم شاهی در انگشت سلیمان می‌کند

گرچه می‌دانیم “در بهداری قُرب حسین
دردها را بیشتر عباس درمان می‌کند”

اکبر لیلا هم اینجا دستگیری دیگر است
از همان پایین پا بی‌وقفه احسان می‌کند

دل بریدی از همه عالم برو پایینِ پا
گریه کن چون او نظر بر چشم گریان می‌کند

یاد آن ساعت که دیدند آسمانی‌ها حسین
جان خود را در عبا تقدیم جانان می‌کند

 سیدمیلادحسنی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا