شعر مناجات امام حسين (ع)

صدحیف

تیرگناه تا به کمانم گذاشتم
دردی عمیق در دل وجانم گذاشتم

صدحیف جای تربت ارباب راگرفت
این غیبتی که روی زبانم گذاشتم

فابک للحسین

مُهر کرده روی قلب ما خدا اسم تو را
از همان اول بلد بودیم ما اسم تو را

هر زمان در کارمان گیر و گره افتاده است
یا ابوفاضل مدد گفتیم یا اسم تو را

حسین جان

چشم جاری از تمام چشمه‌ها بالاتر است
بر غم تو گریه صبح و مسا بالاتر است

گریه طفلانه‌ای دارم که شکرش واجب است
از بزرگی کردن این حال و هوا بالاتر است

حسین جان

خانه ها را روضه کردی خانه ها جنت شدند
کل زحمت های ما در روضه ات رحمت شدند

بیشتر از آهوان سگ میرود با صاحبش..
بیشتر از پاک ها آلوده ها دعوت شدند

زیر پا ماندم

زیر پا ماندم و لگد نشدم
سر به زیرم که سرو قد نشدم

نمره ی صفر هم زیادم بود
کرم توست زیر صد نشدم

عزیزم حسین(ع)

تا اشک، نم نم می شود شبهای جمعه
باران مجسم می شود شبهای جمعه

آشفتگی های تمام هفته ی من
یکجا منظم می شود شبهای جمعه

عزیزم حسین(ع)

آه ای نفسی که داری اوج میگیری براش
نشکنی خود را نباید پر بگیری در هواش

گر زمینگیرش نباشی زندگی بی فایده ست
خاک عالم بر سرت وقتی نباشی خاک پاش

حسین جان

و به دیوانگان خبر دادند
که به عشّاق چشم تر دادند

با نگاه تو یا سراج منیر
دست هفت آسمان قمر دادند

خبر داری حسین؟

از من بی خانمان آلوده تر داری حسین؟
یا که از حال خراب من خبر داری حسین؟

کام تلخی دارم از بس که اسیرم سیدی
برمذاق تلخ من شهد شکر داری حسین

گریه برای حسین(ع)

نفس چه فایده، وقتی که در هوای تو نیست
بدا به حال گدایی که مبتلای تو نیست

مرا به غیر خودت دست هیچکس مسپار
کسی شبیه خودت فکر بنده های تو نیست

پسر فاطمه(س)

همه جا رفتم عاقبت شر بود
زندگی بی تو شرم آور بود

سر هر سفره ای نشستم‌حیف
بخدا سفره تو بهتر بود

دلم تنگ شده

برسانید به آقا که دلم تنگ شده
دلم از دوری تو سنگ تر از سنگ شده
من فقط مال توام پس برسانم به خودت
من که دنبال توام پس برسانم به خودت

دکمه بازگشت به بالا