خبر ز آمدنت داده اند ای آقا
تمام لشکرت آماده اند ای آقا
جهان پر است ز یابن الحسن کجایی پس
و مردمان به صف استاده اند ای آقا
خبر ز آمدنت داده اند ای آقا
تمام لشکرت آماده اند ای آقا
جهان پر است ز یابن الحسن کجایی پس
و مردمان به صف استاده اند ای آقا
هرجمعه که می آیدو می رود دلم میگیرد
تقویم دلم به جمعه می رسد دلم میگیرد
تکرار همین قصه ننوشته عصر جمعه است
این حالت دلگیر همین که بد دلم میگیرد
هر چند که ما را نوشتند از گداها
اصلاً نمی آید گدا بودن به ماها
ما روسیاهان ارزش خاصی نداریم
ماها کجا و نوکری دلرباها؟!
معنی فاصله ها چیست برایم بنویس
درد این واژه سرا چیست برایم بنویس
تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ای
علت دوری ما چیست برایم بنویس
ای پادشه دل ها داد از غم تنهایی
جانم به لبم امد وقت است که باز ایی
فریاد از این غم ها بی داد زبی یاری
ای یار و حبیب ما وقت است که باز ایی
دیدن روی شما کاش میسّر می شد
شام هجران شما کاش که آخر می شد
بین ما فاصله ها فاصله انداخته اند
کاش این فاصله با آمدنت سر می شد
حل میشوند با تو مسائل یکی یکی
پیچ و خم تمام منازل یکی یکی
آغاز عشق”حب” و سرانجام آن “جنون”…
طی میشوند با تو مراحل یکی یکی
غم فراق آمد و غم جگر درست شد
همیشه کار مت به لطف چشم تر درست شد
شکسته بال پر زدم تمام روز تا خدا
به آسمان رسیدنم دم سحر درست شد
مى شود فرصت دیدار مهیّا حتماً
بد به دل راه نده مى رسد آقا حتماً
اى که دنبال دواى غم هجران هستى
مى شود درد نهان تو مداوا حتماً
روی بام از برکت یک مشت گندم مینشیند
یا کریمی که به امّید ترحّم مینشیند
در به در شد بالهایم در پی کسب نشانی
گاه بر بام خراسان گاه بر قم مینشیند
از سر هم نفسی با دو نفس آلوده
گشتم آغشته ی عصیان و سپس آلوده
مرغ باغ ملکوتم که به مرداب گناه
پر و بالم شده چون بال مگس آلوده
من گم شدم,پیدا ترین پیدا کجایی
ای معنیِ معنا ترین معنا کجایی
ای افتاب روشن شب های سردم
محبوب من,اقا ترین اقا کجایی