شعر مناجات با خدا

شعر پیشواز ماه رمضان _ حضرت زینب (س)

ای پناه تمام عالمیان
خواهرت بی پناه عالم شد

قامتش زیر بار این غم ها
باز هم مثل کربلا خم شد

شعر مناجات با خدا و امام حسین (ع)

روزگاری پر از صفا بودیم

مرد میدان  هر بلا بودیم

 

دورمان هرچه بود خوبی بود

از دروغ و ریا جدا بودیم

 

مناجات با خدا

مادر بساط اشک و دعا را بپا بکن

سجاده پهن بکن خدا را صدا بکن

تسبیح خود دوباره به دستت بگیر و باز

بعد از نماز, دست به سوی خدا بکن

شعر مناجات با خدا

دادند براتم که گدایی بکنم
در پیش کریم خود نمایی بکنم
بر حال دل خویش دعایی بکنم
وقتش شده تا خدا خدایی بکنم

شعر مناجات با خدا

بار ز گنه آورده ام اما به امیدی
من رو زده ام باز خدایا به امیدی

هم مسجد و هم هیئت و هم پای مناجات
مرغ دل من سرزده هر جا به امیدی

می شناسی ام مرا,خار آمده

می شناسی ام مرا,خار آمده

شد شب جمعه گنهکار آمده

شرح احوال مرا یا رب ببین

خسته از خود گشته ایی زار آمده

جای اندیشه های آل الله

جای اندیشه های آل الله
آه, در وصف خال و لب ماندیم
آب در کوزه بود و ما غافل…
از معارف کمی عقب ماندیم

چاره ی آبادی در این کویر مستجیرم مستجیرم مستجیر

چاره ی آبادی در این کویر
مستجیرم مستجیرم مستجیر
لحظه ای از ما نگاهت را نگیر
بر فقیر بن فقیر بن فقیر
ای که دستت می رسد دستی بگیر

نبرده ام به خدا بویی از مسلمانی

نبرده ام به خدا بویی از مسلمانی
برهنه آمده ام در حجاب ظلمانی

اسیر پنجه ی نوعی تسلسُلم یک عمر
همیشه کار غلط بعد هم پشیمانی

یا أکرمَ الکِرام, و یا أشفق الشفیق یا أجودَ الجواد, و یا أرفقَ الرفیق

یا أکرمَ الکِرام, و یا أشفق الشفیق
یا أجودَ الجواد, و یا أرفقَ الرفیق
دلبسته ام به لطف تو یا رکنی الوثیق
همسایه ام برای تو یا جاری اللَصیق

همان خدا که برایم بلا تراشیده

همان خدا که برایم بلا تراشیده
میان درد و بلا هم دوا تراشیده

اگرچه دردسر از هر طرف سرم بارید
گلایه ای نکنم او چرا تراشیده

به بی آبرو اعتنا میکنند همانها که مس را طلا میکنند

به بی آبرو اعتنا میکنند
همانها که مس را طلا میکنند
زمینگیر را آسمان میدهند
و با باخته خوب تا میکنند

دکمه بازگشت به بالا