شعر مدح و مناجات

شکر خدا

شکر خدا که گریه کن شاه عالمیم

درچشم خلق از کرم او مکرمیم

پایان نمیرسد غم ما بی عزای او

ما موج عشق از دل طوفان ماتمیم 

بساط آمدن

وقتی بساط آمدنم را درست کرد

اول به خاک عشق تنم رادرست کرد

شوری دمید بردل آتش فشانیم

بعداً دو دست سینه زنم رادرست کرد

دل بیقرار

دل بیقرار, دیده زدل بیقرارتر

بهتر ز تو کجاست درعالم نگارتر؟

روز ازل خمار شرابی شدیم  و عشق

ما را حواله داد به چشمی  خمارتر

حلقه به گوش

ما گریه میکنیم تا که گرفتارمان کنند

حلقه به گوش گیسوی دلدارمان کنند

هرگز زکوی عشق به جایی نمی رویم

حتی اگر که بی خبران بارمان کنند

ذکر خدایی ما حسین

ای رحمت خدایی بی منتها حسین

با تو شروع شد همه قصه ها حسین

ذکری بغیر نام  تو بر لب نیاوریم

وقتی که هست ذکر خدایی ما حسین

برکت نگاه تو

از برکت نگاه تو بارانیم هنوز

آیینه ای تجلی حیرانیم هنوز

حالا که زیر پرچم سبزت نشسته ام

معلوم میشود که تو میخوانیم هنوز

عرض ارادت

ذکرخیر تو به هر جا شد و یادت کردیم

دست برسینه به تو عرض ارادت کردیم

پادشاهی جهان حاجت ما نیست حسین

به غلامی در خانه ات عادت کردیم

فقط کربلای حسین

دلیل داشت تب و تاب و بی قراری ما

محرم آمد و شد وقت میگساری ما

برای آخرت ما خدا نگهدارد

در این لباس عزا عکس یادگاری ما

به عشق کرببلا

نفس نفس زدن من به عشق کرببلاست

تمام سال برایم چو روز عاشوراست

اسیر دردم و بیمار ِگریه بهر حسین

قسم به آن غم و غربت که دردل زهراست

غریب مانده ام …

غریب مانده ام از شهر خود مرا ببرید

من اهل شهر شمایم مرا شما ببرید

اگر نشد که بیایم سه روز بعد مرگ

کفن کنید مرا سمت کربلا ببرید

علّت اوّل دیوانگی ماست حسین

منم و شور تو و این دل سرگردانی

که اسیرت شده با جذر و مدی طوفانی

به سر تخت سلیمان به طلا نقش شده

هرکه افتاد به خاک تو کند سلطانی

تمام سال خدا

دریا به چشم گریه کنانت چو شبنم است

یعنی که هر چه گریه برایت کنم کم است

شکر خدا که با همه ناقابلیمان

اشکی برای عرض ارادت فراهم است

دکمه بازگشت به بالا