شعر مدح و مناجات

زندگی چیز دیگری شده

زندگی چیز دیگری شده است تا به نامت رسیده ایم حسین

عشق سوغات کربلاست اگر مزه اش را چشیده ایم حسین

هر دلی را به دلبری دادند هر سری را به سروری دادند

ماکه هر وقت گفته ایم خدا از خدایت شنیده ایم:حسین

از کودکیم تا حالا…

 

خاطرم هست که از کودکیم تا حالا…

در دلم ریشه دوانده غم دوری شما

 قطره آبم که سرازیر شدم از سر کوه

که مگر قبل بخــارم برسم بر دریــا

کرم بکن

                                      کرم بکن که ببینم شبیبه خواب و خیال …                               

              برای عاشقتان در کنارتان جا ئیست      

     فرشید یار محمدی    

 

شور و شوق سفر

شور و شوق سفر گرفته دلی,از مَنِ خود اثر نمی خواهد
دل سپرده به آسمان و ولی, سفرش بال و پر نمی خواهد


روضه خوان یک نفس بخوان امشب , روضه ی اشک و آه و ماتم را
عاشقی که شکسته بال و پرش, غیر ِ چشمان تر نمی خواهد

راز اشک‌ها

قرار بوده شما راز اشک‌ها باشی

بهانه‌ی همه‌ی گریه‌های ما باشی

ماهم گدائیم

آقابه ماهم سربزن ماهم گدائیم
دراین بیابان گم شدیم اصلاً کجائیم؟

نازِ بی وقفه

نازِ بی وقفه که بنیاد نمیخواهد که

زلفِ “بر بادده ات” بادنمیخواهد که

بهر از پای در آوردن عشاق خودت 

این همه حسن خداداد نمیخواهد که

عالم تو

هنوز راه ندارد کسی به عالم تو
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو

خاصیت نگاه تو

خاصیت نگاه تو ما را خراب کرد
این آفتاب غوره ما را شراب کرد

تک تک

تک تک برایتــان همه از غم نوشته اند
ازداغ و درد هــــای دمادم نوشــته اند

سوز عشق

عاشق به سوز عشق خودش اعتنا کند
عشق به غیر آل علی را رها کند

ساعات عمر

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت‏
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

دکمه بازگشت به بالا