تو آمدی که بگویی ذبیح یعنی چه
که روح خسته و جسم جریح یعنی چه
تو خنده می کنی و با کنایه می گویی
عزیز مصر ببیند ملیح یعنی چه !
تو آمدی که بگویی ذبیح یعنی چه
که روح خسته و جسم جریح یعنی چه
تو خنده می کنی و با کنایه می گویی
عزیز مصر ببیند ملیح یعنی چه !
ما راشهید اشک و محن آفریده اند
عاشق تر ازاویس قرن آفریده اند
امرخدای عزوجل بوده در ازل
مارا برای سینه زدن آفریده اند
هرکه یک دفعه سر این سفره مهمان میشود
مورهم باشد اگر روزی سلیمان میشود
سربه زیر انداختن ذاتش توسل کردن است
دردهایاین حرم ناگفته درمان میشود
این جمعه هم نیامدی و گریه سر کنم
باید دوباره بی تو شبم را سحر کنم
آخر نمی شود که فقط کنج خلوتی
زانو بغل ز هجر رخت دیده تر کنم
باید که به جز فرج دعایی نکنیم
جز در غم او آه ونوایی نکنیم
خوشنودی صاحب الزمان از امروز
تصمیم بگیریم ,خطایی نکنیم
آسمانم!چشم بارانی چه میآید به تو
ناخدایم!روح توفانی چه میآید به تو
آننگاه زیر چشمی با وقارت میکند
وای!آن لبخند پنهانی چه میآید به تو
دلم گرفته از این جمعه های تکراری
دلم گرفته از این انتظار اجباری
چه قدر ندبه بخوانم!چرا نمی آیی؟
چه دیده ایی که از ایندل شکسته بیزاری!؟
رسیدهام به چه جایی… کسی چه میداند
رفـیــق گـریـه کجایی؟ کـسی چـه میدانــد
میـان مـایی و با مـا غـریبهای …افسوس
چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه میداند
یا علی با نام تو دل عشق بازی میکند
شیعه با حبّ تو مولا سرفرازی میکند
گر که با ” ناد علی ” بعد از خدا جویی مدد
گفتن ذکر علی صد چاره سازی میکند
آقا بیا که روضه موسی بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصیباتشان تر است
جامه سیاه بر تن و بر جان شرار آه
دلها به یاد غصه او پر ز آذر است
دوباره یک کسی مثل همیشه
غمی دارد بسی مثل همیشه
و میگوید به زیرلب که آقا
به دادم می رسی مثل همیشه
آقا نیا اینجا کسی در فکرتان نیست
اینجا کسی دلواپس صاحب زمان نیست
زخم زبان بیچاره کرده عاشقان را
اینجا کسی با هیئتی ها مهربان نیست