از ابتداکه عالم امکان درست شد
لوح وقلم, ستاره و کیهان درست شد …
غیر ازخدا, علی و پیمبر کسی نبود
از نورمرتضی گل انسان درست شد
از ابتداکه عالم امکان درست شد
لوح وقلم, ستاره و کیهان درست شد …
غیر ازخدا, علی و پیمبر کسی نبود
از نورمرتضی گل انسان درست شد
شه کارآفرینش دادار حیدراست
نفس و وصی احم مختار حیدراست
وقت نبرد و حمله جلودار حیدراست
استاد بی نظیر علمدار حیدراست
زخمی ام التیام می خواهم
التیام از امام می خواهم
السلامُ علیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم
ساده و بی کنایه می گویم
مثل ترتیل آیه می گویم
تا در این سینه ام نفس باقیست
” أنا کلب الرّقیه ” می گویم
توحید شالچیان ناظر
ناوک مژگانتان ما را ز پا انداخته
گیسوان چون کمندت، کار ما را ساخته
دل نگو! ویرانه ای پایین پایت مانده است
لشگرخون ریز زلفت فاتحانه تاخته
این حسین کیست که از هر محنش , عالم سوخت
قلب هر چه رُسُل از آدم و تا خاتم,سوخت
این حسین کیست که با یادِ عَطَش گفتن او
یوسف فاطمه در هر شب و روز, از غم سوخت
آتشفشان زخم منم,داغ دیده ام
خاکسترم,بهار به آتش کشیده ام
چشم بلا کشیده ی من خون جگر شده است
از باغ سرخ آینه ها آه چیده ام
زینب تمام عصمت زهراست شک نکن
زینب مرام و هیبت مولاست شک نکن
زینب عقیله ی حرم و عشق خاتم است
بی بیِّ آسمانیِّ دنیاست شک نکن
خورشیدنشسته روی بالت ساقی
دنیاشده خیره در جمالت ساقی
من عاشق چشمان خمارت هستم
من شیفته ی نقطه ی خالت ساقی
دوره گردم به هوای کرمت یا حیدر
بر روی چشم تر ِ من قدمت یا حیدر
عرش هم روز و شب زندگیَّش گم کرده
از همان لحظه که دیده حرمت یا حیدر
می زند بر قلب کعبه حق به عشق توشکاف
می کِشد دَرهم عدو را ذوالفقارت در مَصاف
جانماز راز دل را پهن کردم تاخـــــــدا
می دهد هر یا علی بوی هزاران اعتکاف
حسین ایمانی
دلی که نیست در آن حبِّ مرتضی دلنیست
دمی که ناد ِ علی خوانده شیعه مشکل نیست
اگر برای علـــــــی کعبه سینه چاک زده
همین دلیل دلی بودن است پس گِل نیست
حسین ایمانی