شعر مدح و مناجات

گدای فاطمه …

 در این مسیر هر که هوادار می شود

ازشیعیان حیدر کرار می شود

هر کس گدای فاطمه شد عاقبت به خیر

هر کس نشد, به پیش همه خار می شود

دیوانگان

نگـاهی برنجف انداختم من

حَرَم رادیدم و دل باختم من

نمی خوانم خدا او را ولی از

خدایش هـم جدا نشناخـتم مـن

حُبِّ امیرالمومنین (ع)

گر حب علی رابه دلت راه نباشد

ای منکر مولا ز علی عیب نباشد

تقصیر برآن نطفه ناپاک گذارید

چون مهر علی بردل ناپاک نباشد

محمد دستان

 

هو یا امیرالمومنین (ع)

هو هو نکنم جنون مـرا مـی گـیـرد

مـیخانه غم دوباره پــا مــی گـیــرد

هوهو نـکنم ز عـاشقی مــی مـیرم

از مـردم ایــن زمــانـه مـن دلگیرم

عشق در آینه

باده در شور تمنّاست خدا می داند

آسمان محو تماشاست خدا می داند

 

شور در ثانیه ها , ثانیه ها در شوراست

عشق در آینه پیداست خدا می داند

آیات عشق

دنیا همیشه مانده دلش مات دستتان

آقا مجرب است کرامات دستتان

تصویر چشم های شما در نگاه آب

می لزرد آب وقت ملاقات دستتان

می توان جان را به نام روشنش تطهیر کرد

می توان جان را به نام روشنش تطهیر کرد

آیۀ تطهیر را خواند و از او تفسیر کرد

در تب و تاب وضویش می خروشند آب ها:

آب را با آب آیا می توان تطهیر کرد؟

خماری

 

می دید خدا درد خماری جهان را

پس کرب وبلا ساخت خماری رود از یاد

 

مسعود مهربان

وداع بافاطمیِّه

کاش می آمدی عزیزدلم , تا شود سبز روزگاردلم

کاش می آمدی ُّو گل می کرد , خنده برلعل غصِّه دار دلم

بس که از دل خبر نمی گیری , روزگارم سیاه وتلخ شده

کاش می آمدی که برگردد , شهد شادی   سرِ گذار دلم

بی سر شده

 بی سر شده بود و سر و سامانی داشت

 بی حنجره فریاد نمایانی داشت

یک روز به خونخواهی او می آیند

آن مرد غریب , آشنایانی داشت…

 میلاد عرفان پور

 

بحر طویل علوی – فاطمی

علی شاه علی ماه, علی نصر من الله

علی ورد لب هر دل آگاه

علی اصل وجودم, علی بود و نبودم, علی روی سجودم

علی ذکر لب رب ودودم

مدح و مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها

مادر گیتی نزاید همچو زهرا دختری

دختری که می کند بر کل زنها سروری

چشم گیتی تا ابد هرگز نبیند همچواو

دختری کو که کند در حق بابا مادری

دکمه بازگشت به بالا