در روضه های آل عبا قد کشیدهام
این خانواده را ز ازل برگزیده ام
همچون کبوتری که به دنبال دانهاست
هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام
در روضه های آل عبا قد کشیدهام
این خانواده را ز ازل برگزیده ام
همچون کبوتری که به دنبال دانهاست
هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام
منی که روز و شب از اشک, چاره می نوشم
دلم گرفت, از این روزهای خاموشم
فراغتی که فراق تو را ز پی دارد
هزار مرتبه سنگین تر است بر دوشم
قلبم چو کویر و چشم هایم دریاست
یکسال گذشت و غصه هایم بر جاست
ایکاش کنار هفت سینم بودی
اینسفره ی ما بدون تو بی معناست
عید جدیدی آمد و آغاز سالیست
آقای من! این بار هم جای تو خالیست
وقتی که لب میخندد و دل غرق آه است
یعنی که بی تو عیدهای ما خیالیست
این یک مصیبت است( نبودی و زیستم )
تنها برای عـرض ارادت گریـستـم
سجاده پهن کردم و… دراوج گریه ها
دراشتیاق جنت و حور و پریستم
احساس میکنم که نباشی بهارنیست
شعری میان دفتر این روزگار نیست
معطوف میشود به شما حس واژ ها
آقا خودت بگو مگراین افتخار نیست؟
دردم مداوا می کنی مثل همیشه
عقده ز دل وا می کنی مثل همیشه
آینه زیبا می شود با یک نگاهت
دل را تو شیدا می کنی مثل همیشه
حسین!گوشه ی چشمی٬که حرفها دارم:
دلم گرفته٬فقط شوق “کربلا” دارم
تو سر پناه منی٬یک نگاه کن آقا!
مگر به غیر حسینیه من کجا دارم؟!
حیف او که امام ما شده است
آبروبخش نام ما شده است
حیف آن نام کیمیایی که
وقت غم ها کلام ما شده است
وقتی که سمت توست همه خواهش دلم
یعنی توئی بهانه ی آرامش دلم
سینه زنی به پای غمت فخرآور است
روضه مکان و مرکز پالایش دلم
نگاه و گوشه ی چشمی به این گدا کافیست
-تو را به جان رقیه٬همین مرا کافیست
خدا کند که نگاهی کنی٬زمین خوردم!
که بر به خاک غم افتاده ای نگا(ه)کافیست
مرا ببخش نگشتم چنان که می خواهی
به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی
همیشه عهد شکستن ز سمت من بوده
مرا ببخش که سوگند خورده ام گاهی