عالم نبود، فاطمه اما حضور داشت
قبل از شروع خلقت دنیا حضور داشت
در آن زمان که ظرف مکان و زمان نبود
روح بزرگ حضرت زهرا حضور داشت
عالم نبود، فاطمه اما حضور داشت
قبل از شروع خلقت دنیا حضور داشت
در آن زمان که ظرف مکان و زمان نبود
روح بزرگ حضرت زهرا حضور داشت
فاطمه در آتش ظلمی نمایان سوخته
مرتضی از دیدن این داغ سوزان سوخته
آمدند آتش زدند اهل جهنم بر بهشت
قدسیان را با خبر سازید رضوان سوخته
دوید شمر عجب با شتاب در گودال
چنان که ریخته باشد ثواب در گودال
تمام عالم امکان اگرچه ملتهب است
زیادتر شده است التهاب در گودال
میروی میدان علی اکبرم قبل از همه
از تو دل کندند پس اهل حرم قبل از همه
میروی و میبری دلهای اهل خیمه را
دلربایی میکنی ای دلبرم قبل از همه
تشنگی کودکان حساب ندارد
بین حرم شیرخواره خواب ندارد
چنگ نزن ای علی که سینه مادر
هیچ به غیر از دل کباب ندارد
کلام الله هستی که خدا کرده است منقوشت
پدر! از غصه جبرائیل گردیده سیهپوشت
تو وجه الله هستی نقش رویت تا ابد باقی است
کجا دستی تواند که کُند با تیغ مخدوشت؟
کلام الله هستی که خدا کرده است منقوشت
پدر! از غصه جبرائیل گردیده سیهپوشت
تو وجه الله هستی نقش رویت تا ابد باقی است
کجا دستی تواند که کُند با تیغ مخدوشت؟
یا رب اگرچه قهر تو باشد سزای ما
پاسخ بده دوباره به یا ربنای ما
تنبیه کن که گریه ما را در آوری
جوری بزن بلند شود ناله های ما
دوباره با غم و اندوه و آه برگشتم
ببخش باز مرا با گناه برگشتم
قبول کن پدرانه مرا در آغوشت
که مانده از همه جا بیپناه برگشتم
خانه دارد همچنان حال و هوای فاطمه
دارد از محراب میآید صدای فاطمه
بودنت قلب علی را ذرهای آرام کرد
همدم حیدر شدی بعد از عزای فاطمه
اگر برای نوکری تو جَنَم نداشتیم
به فکر ما همیشه بودهای و غم نداشتیم
هزار سال قبل خلقت تمام کائنات
وجود داشتی و ما بجز عدم نداشتیم
پای فقیران میرود سوی کریمان
تا اینکه بنشینند پهلوی کریمان
هرکس گداتر شد مقربتر شد اینجا
هستیم ما زانو به زانوی کریمان