رو سفیدم میکنند و فخر مادر میشوند
نو جوان هایم سپرهای برادر میشوند
این پسرها پیشکش های من وعبدلله اند
صحبت جنگ وجدل باشد قلندر میشوند
رو سفیدم میکنند و فخر مادر میشوند
نو جوان هایم سپرهای برادر میشوند
این پسرها پیشکش های من وعبدلله اند
صحبت جنگ وجدل باشد قلندر میشوند
آموختم از مادرم این رسم وفاداری را
یاد من داد پدر شیوهء دلداری را
ندهم پس ز کفم مثل تو سالاری را
هیچ خالی نکنم پشت سر یاری را
دست صبرم عاقبت سمت گریبان میرود
یا از این ماتم سوی زلف پریشان میرود
بی کسی تو مرا از پا در آورده حسین
خواهرت بهرت دو تا شیر نر آورده حسین
در میان این قبیله ما گدای زینبیم.س.
ما حسینیون همیشه زیر پای زینبیم.س.
زندگی اش را سراسر وقف محبوبش نمود
گریه کن های غم و درد و بلای زینبیم.س.
مجنونم خنده ی لیلامو میخوام
بی خوابم صدای لالامو میخوام
عمه پس کی سفرش تموم میشه
خسته ام من دیگه بابامو میخوام
بابا نبودی رو سریم را کشیدند…
خیلی مرا بابا توی صحرا کشیدند
چشمم سیاهی رفت آن وقتی که دیدم
چندین نفر بر پهلوی من پا کشیدند
مارا ببخش در غم تو کم گریستیم
اصلا به فکر ماه عزای تو نیستیم
دنیا چه کرده با دل ما, ای قتیل اشک
ماه عزا رسیده و دنبال چیستیم؟
رضاباقریان
حجت قبول یوسف بی پیروهن حسین
حجت قبول کشته صدپاره تن حسین
آقا کجا سزای تو آوار بودن است
آه ای غریب خسته دور از وطن حسین
چیزی نمانده تا حرم, آرام خواهرم
گریه مکن برابرم, آرام خواهرم
دلتنگ روزهای مدینه شدی, ولی
همراه ماست مادرم, آرام خواهرم
لبریزم از دلواپسی آقا
اینجا هوایش گرم ودلگیر است
دلشوره ای دارم حسین من
انگار قلبم بین زنجیر است
حال و روزش با نوای عشق بهتر میشود
هر که چشمش در میان روضه ها تر میشود
این دل سنگم که جای خود,شنیدم از کسی
ریگ های دشت با نام تو گوهر میشود
کوفیان در دلشان کینه ی زهراست نیا
مسلمت را بنگر بی کس و تنهاست نیا
کار این بی صفتان سبّ عمویم علی است
بینشان بغض علی واضح و پیداست نیا