ای رئوف همیشه خوب ، سلام
پیش تو میشود دلم آرام
شد زیارت همیشه نیمه تمام
هرکه رویت ندید،شد ناکام
کاش قلب مرا تکان بدهی
دیگر این بار رخ نشان بدهی
ای رئوف همیشه خوب ، سلام
پیش تو میشود دلم آرام
شد زیارت همیشه نیمه تمام
هرکه رویت ندید،شد ناکام
کاش قلب مرا تکان بدهی
دیگر این بار رخ نشان بدهی
آمدم از سفر، مدینه سلام
خسته و خون جگر مدینه سلام
با شکوه و جلال رفتم من
دیده ای با چه حال رفتم من
دیوانه و مستیم تماشا داریم
در سینه خویش حب مولا داریم
بستند اگر مسیر حج را غم نیست
ما صاحب ایوان طلا را داریم
با سنگ های تیز بهم خورده روی تو
جا خوش نموده نیزه چرا در گلوی تو
تا باز شد لبان تو ،قاریِّ محترمش
پرتاب شد زهر طرفی سنگ سوی تو
ارباب روی نوکریِ من حساب کرد
با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد
هرکس شنید نالهی حی العزا
تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد
ری قبله گشته با حرم سیدالکریم
عزت گرفته با قدم سیدالکریم
عقده گشای قبر خراب حسن شده
صحن و سرای محترم سیدالکریم
قدری مِیِ طهور ز ته مانده سبو
بر لب زدم به نیت تر کردن گلو
تا آتش و شراره آن بر دلم نشست
بابى ز عشق وا شد از این دل به سوى او
ما گرفتار آفریده شدیم
عاشق ِیار آفریده شدیم
خاک ما را ز باده گِل کردن
مست دیدارآفریده شدیم
شوریده دلیم و سر سوداى تو داریم
با این دل سر گشته تمنای تو داریم
با خون جگر دیده بشوئیم که عمرى
اى پرده نشین میل تماشاى تو داریم
دوباره در حرمِ خود مرا کشید، حسین
به احترامِ مُحرّم مرا خرید، حسین
خبر دهید به عالم درِ کرم واشد
پناهِ هر چه گرفتار ونا اُمید ،حسین
مهر شما در دل عاشق فتاد
خیر دو دنیا به من این فیض داد
باب کرم هستی و باب المراد
اسئَلُکَ بحودک یا جواد
روزی که نام عشق بازان را نوشتند
این قوم را مجنون ، تو را لیلا نوشتند
آنگاه مُلکِ عاشقی تقسیم کردند
این سرزمین را مالِ تو آقا نوشتند